جديدى كه همان « من يظهره اللّه » است ، سخن گفته است .
سيّد على محمّد چون ديد حاج محمّد كريم خان با ادّعاى ركن رابع به مقامى رفيع رسيده و عدّهيى دور او جمع شدهاند ، بر آن شد كه دعوى خود را اعلام كند ، پس خود را نايب امام غايب خواند و كتاب « بيان » را نعم البدل قرآن شمرد ؛ در اندك زمانى هيجده تن به حلقهء ارادت او پيوستند كه بيشتر آنها از علما بودند ، مانند ملّا حسين بشرويهاى و ملّا محمّد زنجانى و سيّد يحيى كشفى . . . » « 1 » با اينحال دوران رياست ظاهرى او چندان نپاييد . . . حاج ميرزا آقاسى حكم به حبس ابد او نمود و در شيراز زندانى شد ولى ياران او موجبات فرارش را به اصفهان فراهم كردند . حاكم اصفهان تا حيات داشت با وى خوشرفتارى مىكرد ولى جانشين او ، با سيّد از در دشمنى درآمد ؛ سرانجام او را به قلعهء چهريق تبريز انتقال دادند و مدّت دو سال از عمر او در آنجا سپرى شد تا به دستور دولت محاكمه و اعدام گرديد .
جنبش بابيان
به اين ترتيب « آخرين جنبش انقلابى مهمّى كه در كشور ما با بسيارى از مشخصّات جنبشهاى قرون وسطايى رخ داد ، نهضت بابيان در نيمهء سدهء نوزدهم است كه از جهت دامنه و تأثير خود در تاريخ ، در رديف يكى از مهمترين جنبشهاى انقلابى تاريخ كشور ماست . اين جنبش در مرز بين جامعهء سنّتى فئودالى و انحطاط و تجزيهء سريع آن قرار دارد و خود از عوامل اين انحطاط و تجزيهء سريع است . لذا در كنار اين خصايص كهن و مسلّط در اين جنبش ، خصايص نوينى نيز بروز مىكند ، خصايص كهن عبارت است از : اوّلا رنگ مذهبى جنبش كه بهصورت يك الحاد و بدعت نوين عليه دين رسمى ( شيعهء اثنى عشرى ) بروز مىكند ، ثانيا به ارث گرفتن برخى عقايد سنّتى اجتماعى است مانند مساواتطلبى انديشهء حلول و تناسخ و در مواردى چند ، بازگشت به نوعى كمونيسم مزدكى در مورد مالكيّت . اما خصايص نوين برخى نظريّات اصلاحطلبانه به سود بورژوازى شهر ( بازرگانان و كسبه ) است كه بهويژه سيّد على محمّد باب در آموزش دينى خود منعكس مىكند .
هامش
( 1 ) . شيخىگرى و بابىگرى ، ص 27 .