تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 48

مساهمون:

ص٤٨
خواهيم گفت . نخست به استدلالات كلامى شيعيان در مسأله امامت و سپس به اصول دين شيعه و اختلاف آن با روش اهل سنت و جماعت اشاره مىكنيم :

مشخّصات امامت به نظر شيعيان

« پس از آنكه دين اسلام به فرقه‌ها و مذاهب مختلفى تقسيم گرديد ، هريك از فرق براى تأييد عقايد خود ، مجبور شد كه مبانى مذهبى خود را با اصول و استدلالات كلامى مستحكم سازد ، و مذهب شيعه نيز مسأله امامت را كه اساسىترين مسائل تشيع است با ادله كلامى مجهز كرد و آن را بر پنج اصل بنا نهاد : 1 - قاعده‌ى لطف و ادامه فيض الهى و وجوب عقلى نصب امام ، بيشتر علماى اسلام معتقدند كه بر خود مردم واجب است كه براى جلوگيرى از فتنه و فساد و براى اجراى احكام خداوندى ، بر خود ، امامى برگزينند . . . اما شيعه اماميه از راه قاعده‌ى لطف ، امامت را امرى الهى مىداند و مىگويند به همان دليل كه بر خداوند عقلا لازم و واجب است كه براى هدايت بندگان خود ، برايشان پيغمبرى بفرستد ، بايد پس از وفات پيغمبر نيز امامى براى ايشان نصب كند . . . . 2 - وجوب عصمت ( لغزش‌ناپذيرى ) امام ، اين اصل از اصل اول مشتق است ، زيرا چون امامت امر الهى است و امام بايد از طرف خدا برگزيده شود ، طبعا چنين امامى بايد لغزش‌ناپذير باشد . . . . 3 - وجود افضليّت امام بر ديگر مردم ، زيرا اگر امام در فضل ( همه صفات عاليه ) با ديگران برابر باشد ترجيح او بر ديگران علتى ندارد و ترجيح بلا مرجّح محال است . . . متكلمين شيعه ، حضرت على را از خلفاى سه‌گانه پيش از او افضل مىدانند . 4 - امام بايد از راه نص ، معيّن و معلوم شود ، اين اصل نيز فرع دو اصل اول و دوم است زيرا چون بر خداوند واجب است كه امامى تعيين كند بايد آن را از راه نصّ قرآن يا حديث بر مردم معلوم كند و نيز چون امام بايد معصوم باشد و عصمت و لغزش‌ناپذيرى ، امرى معنوى و باطنى است و كسى جز خدا بر آن آگاه نتواند بود ، بر خداوند لازم است كه از راه نص امام را بنماياند . . . بيشتر مسلمين مىگويند چون نصّى وجود ندارد ، ناگزير بايد خود مردم امام خود را برگزينند .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 48 | مرتضى راوندى