اصول عقايد شيخيّه
« مكتب شيخيّه كه به همّت شيخ احمد احسائى پايهگذارى شد ، در عين دلبستگى به اصول تشيّع و سعى در بالا بردن مقام ائمّه ، مىكوشيد براى پارهيى از عقايد مسلمين نظير معراج و معاد و غيره محمل عقلى و منطقى پيدا كند ، مشايخ شيخيّه با تعصّب و ايمان راسخى معتقد بودند كه « جميع علوم دنيا و آخرت ما كان و ما يكون صحيحش نزد آل محمّد ( ع ) بود . و آنچه ديگران گفته باشند كه بر خلاف فرمايش ايشان باشد ، آن جهل است و علم نيست و علم صحيحى جز علم قرآن نيست كه نازل به علم پروردگار شده و مفسّر آن هم آل محمّدند لا غيره » ( از كتاب فهرست ابراهيمى ، ص 72 به بعد ) . . . بر خلاف جمعى از علما ، كه اغلب تصريح مىكنند : « به عقل خود اينطور مىگوييم » و يا حكما كه در تعريف علم حكمت مىنويسند كه « آن علم به حقايق اشياء است ، خواه موافق با شرع باشد خواه نباشد . . . » « 1 » .
به نظر محقق و پژوهنده فرانسوى هانرى كربن : « خواستههاى مكتب شيخيّه يك امامشناسى تامّ و مترقّى است و هميشه قصد دارد سطح چنين مكتب اماميّهيى را بالا ببرد . در بادى امر همين اراده و ميل به ارتقاء و سعى در بالا بردن سطح شعور مردم ، در معرفت امام ، اين مكتب را به اينصورت جلوهگر و مشخّص مىسازد كه در عالم معنى « تهذيب مجدّدى » و در آنچه مربوط به ماوراء طبيعت است « نظم و نسق جديدى » آورده است . اين تهذيب و تعديل به اين مكتب ، قدرت عمل و وسعت ميدانى مىدهد كه با ساير نهضتهاى « اصلاحطلبى » كه در ساير نقاط عالم شناخته شده و بيشتر كوشششان تطبيق دادن دين با اوضاع روز است ، به كلّى فرق دارد . به دنبال حكمت الهيّه رفتن ، آن هم حكمتى كه منحصرا از متون اخبار و نصوص ائمّهء اطهار گرفته شده است و انكار رجحان علم فقه و اصول ، بر حكمت الهيّه ، مطلبى بود كه بدون مقدمه براى همه مجتهدين قابل فهم نبود . . . با وجود اين بعيد است كه شيخيّه صاف و ساده پهلو به پهلوى حكماى پيرو مكتب ملّاصدرا و فلاسفهء پيرو بو على سينا و اشراقيّون خيمه بزنند و به اردوگاه اينان بپيوندند ، محقّقا
هامش
( 1 ) . مكتب شيخى ، به قلم هانرى كربن ، ترجمه دكتر فريدون بهمنيار ، مقدّمهء مترجم ، از ص 12 به بعد .