است هر آن اتفاق ناگوارى براى ميسيون پيش آيد ؛ از طرف ديگر اگر مشكلاتى كه وزير امور خارجه دربارهء آنها با من صحبت كرده است جدى نباشد و طمع بعضى حكام باعث ايجاد مشكلات شده باشد ، موسيو ديولافوا مرا در جريان خواهد گذاشت ، و در اينصورت مىتوانم دستورهاى صريحى از ظل السلطان بگيرم ، ولى اشكال كار در اين است كه نامههاى ديولافوا پس از يك ماه به من مىرسند و ممكن است دير رسيدن نامه موجب شود كه عمل اشتباهى انجام دهم . مسيو ديولافوا در آخرين نامهاش اظهار داشته كه تاكنون هزاران ناراحتى براى هيأت علمى ايجاد شده است و من هنوز نمىدانم با تمام مشكلاتى كه براى گرفتن ارتباط بين تهران و شوشتر متحمل شدهام ، جواب نامهها به او رسيده است يا نه ؛ در هرحال در تمام اين نامهها به او سفارش كردهام بسيار محتاط باشد . . . به محض بازگشت ما به فرانسه ، مذاكرات بهشدت از سر گرفته شد ؛ دربار تهران سرانجام اجازه داد كه ميسيون ، چند ماه ديگر هم در مجاورت مقبرهء دانيال اقامت كند ، ولى به اين شرط كه اگر ميسيون فرانسوى نابود شود ، حكومت جمهورى فرانسه حق نداشته باشد هيچ توضيح يا خسارتى بخواهد . مع هذا با اينكه شاه از قبول هرگونه مسئوليتى خوددارى كرده است ، فرامين سال گذشته تغييرى نكرده است و بايد منافع او را طبق سفارش رسمى كه به مظفر الملك كرده است ، تأمين كنيم . . . » « 1 » .
انتظارات مردم از دراويش
در كتاب حاجى باباى اصفهانى به بعضى از كارهاى رياكارانهء دراويش و انتظارات بىموردى كه مردم جاهل از آنان داشتند ، اشاره شده است : « . . . چون به اصفهان رسيديم من به يارى دوستان ، لباس لوطىگرى را به لباس درويشى مبدّل ساختم و راه تهران را پيش گرفتم به محض اينكه خبر ورودمان به پايتخت بر زبان مردم افتاد ، طالبين دوا و دعا از هر سو روى به ما آوردند : مادرها ، براى فرزندان خود دعاى چشمزخم مىخواستند ، زنها از براى شوهران دعاى عقد اللّسان درخواست مىكردند ، پهلوانان حرز تيغبندى ، و دختران دعاى گشادگى بخت ، و ميراثخواهان
هامش
( 1 ) . سفرنامهء ديولافوا ، ترجمهء ايرج فرهوشى ، صفحه 172 به بعد .