تخت سلطنت به زير مىكشد و يا محمد على ميرزاى قاجار را وامىدارد كه براى رفع ترديد در هجوم به مجلس اول ، دست به دامان فال و استخاره شود . »
جنبههاى منفى تصوّف و درويشى
آقاى حسين خليفى طى مقاله مشروحى از آثار شوم تعليمات بعضى از طرق تصوّف در ايران ياد مىكند و نشان مىدهد كه « . . . رؤساى آنها ، در نقاط مختلف جهان اسلامى بساط زهد و تقشّف خود را گستردند ، و دانسته يا ندانسته در تشويق مردم به ترك دنيا و قبرپرستى و توسّل به نفوس مشايخ و توجّه به خويشتن خويش و تزكيهء نفس پرداختند . . . » « 1 » ؛ بعد نويسنده ، از تعاليم طريقهء قادريّه در كردستان و بدآموزىهاى سران اين فرقه ياد مىكند ؛ به نظر او اساس تعليمات آنها بر 8 اصل استوار است :
« . . . 1 - سخاوت - بذل و بخشش درويش و دادن هديه به مرشد ؛
2 - رضايت - در برابر هرگونه حوادث ناگوار ، تسليم شدن و اعتراض نكردن به پيشآمدها ؛
3 - صبر - در انتظار مائدهء آسمانى نشستن و كار نكردن تا مرحلهء مردن ؛
4 - اشاره ( نمىدانم به چهچيز ) ؛
5 - غربت - بىوطنى و دور از اطرافيان بودن و شانه از زير بار مسئوليت اجتماعى خالى كردن ؛
6 - پشمينهپوشى - به زهد و ترك دنيا توصيه و تظاهر كردن به خاطر گولزدن آدمهاى ساده ؛
7 - سياحت - يعنى : از هر چمنى گلى چيدن و دربهدر بودن و در جايى مستقر نشدن ، به خاطر نپذيرفتن وظايف انسانى ؛
8 - فقر - پذيرش هرگونه ستم و اجحافى و در نتيجه ساختن به هيچ ، و سربار جامعه شدن بهنام بىاعتنائى به مال دنيا و دلخوشى داشتن كه فقر ، فخر است . . . » « 2 » .
نويسنده ، در صفحات بعد ، از تعاليم و رسوم زيانبخش طريقهء نقشبنديّه در
هامش
( 1 ) . مجموعهء سخنرانىهاى هفتمين تحقيقات ايرانى ، ج 3 ، بكوشش دريا گشت ، ص 108 ( انتشارات ملّى دانشگاه ، شمارهء 127 ) .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 101 .