محقق است كه اعتقادات هر سرزمينى متفاوت است ، ولى در خوزستان ، ما از مدتى قبل مىدانيم كه علت گرانى زندگى در دزفول ، بارانهاى سيلآسا و ابرهاى سياهى كه هرروز در افق جمع مىشوند مربوط به آمدن مهندسين فرانسوى و اقامت آنها در جوار مقبرهء دانيال است . عالىجنابان ، در قبور اشخاصى كه هزاران سال در زير زمين آرميدهاند و در زمان حيات ، مؤمنانى معتقد به ديانتشان بودهاند كاوش مىكنند ؛ ايشان طلسمهائى را كه پيغمبران ما سابقا براى سلامتى خوزستان مدفون كردهاند ، از اعماق زمين بيرون مىآورند ، چه امراضى سرزمين ما را نابود خواهد كرد ! ثابت شده است كه هربار فرنگىها پا به خوزستان گذاشتهاند علائم اوليهء خشم الهى نازل شده است و پس از آن بلاهاى آسمانى وحشتناك فرو آمده است .
خداوند سرزمين ما را حفظ كند ، و بانيان نكبت را از سرزمين ما دور كند !
مظفر الملك براى آنكه بىسروصدا از شر ما همسايگان مزاحم خلاص شود و بتواند در هنگامى كه ما در مخاطره هستيم شانه از زير بار مسئوليت حفاظت ما خالى كند ، از موقعيت استفاده كرده است ؛ او از صحنههاى نابسامانى كه پس از ورود ما به شوش ايجاد شده ، ناراحتىهايى كه در موقع زيارت ما را به ستوه آورده ، تاخت و تازهاى متعدد قبايل عرب در خاك ايران و تعصب مردم محلى ، دسته گلى فراهم آورده و آن را تقديم ما فوق خود شاهزاده ظل السلطان پسر ارشد ناصر الدين شاه كرده است .
دولت ايران اقرار مىكند كه قادر به جلوگيرى احساسات خصمانهء مردم نيست و نمىتواند امنيت ما را ضمانت كند و با حقارتى بىنظير از زيربار هرگونه مسئوليتى در مقابل چپاول و قتلعام شدن ميسيون فرانسوى شانه خالى مىكند .
نماينده سياسى ما عقيده و برداشت خود را به اسناد ، پيوست مىكند ، و مىنويسد : ما در مقابل مانع بزرگى قرار گرفتهايم كه به علت اعتقادات خرافى مردم محلى بهوجود آمده است . دولت ايران بهعلت ناتوانى نمىتواند در مقابل مردم ايستادگى كند و عكس العمل نشان دهد . حضرت اشرف مظفر الملك بهطور صريح به من اظهار كرده است كه اگر به هيأت علمى فرانسه حمله شود ، دولت شاهنشاهى مسئوليتى قبول نمىكند ؛ با وجود مردم جاهل و با وجود غارتگرانى كه سه سال قبل خط تلگرافى شوشتر - اصفهان را منهدم كردند و هيچگونه مجازاتى نديدند ، ممكن
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 468
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٦٨