تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣
ريشهء عميق معتقدات مذهبى مردم آگاه بود بر آن شد كه ابتدا از روحانيان فتوائى در اين باب بگيرد و به همگان اعلام كند كه اقامهء اين مراسم مخالف آئين شريعت است . وى با وجود تحصيل فتوى ، در اين راه توفيق چندانى نيافت و به زودى دريافت كه مبارزه با جهل و تعصب محتاج به تعليم و تربيت و رشد مدنيت و بالا رفتن سطح شعور عمومى است و اين كار با حسن نيت و تلاش چند ساله او عملى نخواهد شد . حاج سياح در خاطرات خود مىنويسد : « . . . چون ايران از علم و فلسفه و صنعت و كار خالى است و مردم نمىخواهند با كار و زحمت نان بخورند يا به مقامى برسند ، هركس به ايشان بگويد اگر فلان ورد يا دعا را بخوانى يا ختم بگيرى ، يا فلان پول را با فلان قلندر بدهى يا مبلغى به كيمياگرى خرج كنى ، به مقصود مىرسى ، اغلب عقب اين خرافات مىروند و تعبد را پيشه كرده تقليد را گردن گرفته‌اند ؛ يكى به دعوى علم ، يكى به دعوى مستجاب الدّعوه بودن ، يكى به دعوى سحر يا شعبده . . . مردم را تابع كرده مىدوشند ، آنچه نيست علم و صنعت و فهم و حقيقت و بيان نكات قانون . . . و برادرى و مهربانى و اخوت است . . . » « 1 » .

رونق بازار جادوگرى در تهران

در زمان « . . . مرحوم حاج ميرزا حسين خان سپهسالار در تهران ، دراويش صاحب نفس و رمال و جفّار چرب‌دست و اعداديّون با مهارت و اقطاب كارآزموده ، دكانى گشوده داشتند ، متاعى آماده و از پى مشترى دام‌ها نهاده ، گاهى دختران بىخريدار و زنهاى هوودار ، عشاق بىپول ، خدام احمق و گول را با ايشان سر و كار بود . طلسم و دعا جز در پيش اين طبقات و سر و گهوارهء اطفال ، مستعمل نبود ؛ امين السلطان برغم امير كبير از نو اين بازار را آذين بست و بر اين نيرنجات احمقانه وقعى گذاشت . . . » « 2 » .

جن‌گيرى

هامش
( 1 ) . خاطرات حاج سياح ، ص 84 . ( 2 ) . خاطرات سياسى امين الدوله ، ص 133 .