تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 464

مساهمون:

ص٤٦٤
سيد ابو طالب در زمان ناصر الدين شاه جن مىگرفت و بين زن‌ها احترامى داشت ؛ روزى كه هدايت به اتفاق عده‌اى به ديدن سيد مىرود مىبيند كه زنى آمده كه « آقا جنّش را بگيرد ، تا چند نوبت دست در سينهء آن زن كرد و گفت جن تو خيلى حرامزاده است ، در مىرود ، و مستمر تجديد مىكرد تا آخر جن را از بغل آن زن گرفت ، در شيشه‌اى كرد ، درش را محكم بست و آن زن يك اشرفى روى آستانه گذارد و رفت . . . » « 1 » .

پيشگويىها

سيريل الگود دانشمند انگليسى كه پيرامون علم ايرانى بعد از اسلام مطالعاتى كرده است مىنويسد : « . . . هركس به كتاب‌هاى تاريخ ايرانى خاصه به نوشته‌هاى داستان‌نويسان مراجعه كند ، از عده پيشگويىهاى صحيحى كه منجمان آن ايام مىكرده‌اند ، حيرت مىكند . وظيفهء اصلى منجمان ، گذشته از تعيين ساعات سعد براى سفر كردن ، دارو خوردن و خون گرفتن و مانند آنها ، پيشگويى حوادث بود . اگر ادعاى آنان به كلى دروغ و باطل بود و خود نيز به اين امر وقوف داشته‌اند ، بايد اعتراف كرد كه الحق مردانى محيل و شجاع بوده‌اند ، زيرا كه پادشاهان تاب مدتى دراز همنشينى با سفيهان و ابلهان را ندارند . من گاهى به اين فكر مىافتم كه آيا ممكن نيست روزى يك كتاب خطى فارسى پيدا شود و نشان دهد كه علم احكام نجوم هم در آن ايام علمى بوده است به انسجام و استحكام نجوم تعليمى ؟ شايد علم احكام نجوم مبانى صحيحى هم داشته است كه با دعاوى موهوم آن ، به دور افكنده شده باشد . از ميان پيشگويىهاى درست و ضمنا عجيب شواهدى متعدد مىتوان آورد ، يكى از آنها مربوط به سياستمدار دانشمند خواجه نظام الملك وزير ملكشاه بود . خواجه عقيده‌اى راسخ به منجمى معروف به « حكيم موصلى » داشت . حكيم پيشگويى كرده بود كه خواجه در مدتى كمتر از شش ماه بعد از مرگ خود او درخواهد گذشت . منجم در بهار سال 485 ه . مرد و خواجه به تهيهء مقدمات مردن خود پرداخت و قضا را در پائيز همان سال كشته شد . ابن عطّاش قاتل را دستگير كرد
هامش
( 1 ) . هدايت ، خاطرات و خطرات ، ص 88 .