نزاع مىكردند . امام جمعه خدمات حضرت باب را خودش انجام مىداد : آفتابهلگن را از دست نوكرش مىگرفت و خودش آب به دست حضرت اعلى مىريخت . . . » « 1 » همين امام جمعه دربارى پس از آنكه ورق برگشت و عدهاى از علما به قتل باب فتوى دادند ، براى حفظ موقعيت خود ، در حق او نوشت : « من در مدتى كه با اين جوان معاشر بودم ، عملى كه دلالت بر كفر او بكند و موجب قتل باشد ، مشاهده نكردم ولى چون از جهتى ادعاى مقام بزرگى را دارد ، و از طرفى ديگر بىاعتنائى به امور دنيا نمىكند . . . يقين كردهام كه مجنون و ديوانه است . من فتوى به قتل نمىدهم ولى به ديوانگى او اقرار مىكنم . » « 2 »
تعزيهخوانى
تعزيه يا شبيهخوانى معلوم نيست از چه دورهاى در ايران معمول گرديده است ، آنچه مسلم است در زمان ناصر الدين شاه براى ترويج آن كوشش بسيار شده است و هر سال در دو ماههء محرم و صفر واقعهء كربلا با رعايت تشريفات ، با شكوه فراوان اجرا مىشد . گاه در اين تعزيهها مسائل و موضوعهاى تفريحى نيز وارد مىكردند ، از جمله تعزيههاى درّة الصّدق و امير تيمور و حضرت يوسف ، عروسى دختر قريش ، عساق والدين و غيره . شبيهخوانها مطالب خود را به شعر و به آوازى خوش مىخواندند و مخالف خوانها اشعار خود را با لحنى پرخاشجويانه مىخواندند ؛ دستهء شاهى در زمان ناصر الدين شاه از بين بهترين افراد دستهها برگزيده شده بود ، مردى كه تعزيه تحت نظر و با مراقبت او صورت مىگرفت تعزيهگردان ناميده مىشد و او وظايف هريك از بازيگران را گاه با دست و عصا روشن مىنمود . . . « 3 » .
دسته
دسته به تظاهرات گروهى از مردم كه به عنوان عزادارى مذهبى با آداب و شعار مخصوص به حال اجتماع حركت مىكنند ، اطلاق مىشود . اين تظاهرات از دورهء
هامش
( 1 ) . مطالع الانوار ، تاريخ نبيل ، ترجمه و تلخيص عبد الحميد اشراق خاورى ، ص 190 به بعد .
( 2 ) . همين كتاب ص 199 .
( 3 ) . دايرة المعرف فارسى ، ص 647 .