افكار كريم خان زند
به طورى كه از اعمال و كارهاى كريم خان برمىآيد ، وى مردى عاقل و طرفدار دليل و منطق بود و حاضر نبود موهومات و امور غيرمعقول را بپذيرد . مؤلف رستم التواريخ دربارهء او مىنويسد : « آن و الا جاه عاقلى بود معقول فهم ، و منقول غيرمعقول را انكار كرد . . . و به افسانه هرگز گوش نمىكرد ، از آن جمله حديث خروج دجّال را باور نمىكرد ، و به كسانى كه براى او از اوهام و خرافات سخن مىگفتند ، مىگفت : اگر شما ما را لر خر سادهدل بىوقوفى پنداشتهايد اشتباه عظيمى كردهايد ، ما سرما و گرما بسيار خوردهايم و با چرسى و بنگى و ترياكى و ملا و لوطى و درويش و قلندر و صوفى و دهرىمذهب رفاقت نمودهايم ، و با اهل هر ملت و مذهب نشستن و برخاستن نمودهايم و هر كتاب آسمانى و غيرآسمانى و قصص و تواريخ و احاديث را خواندهاند و ما شنيدهايم ، و از همهجا و همهچيز آگاه و با خبر هستيم ؛ اگرچه درس نخواندهايم ، اما از آنها كه درس خواندهاند و ادعاى اجتهاد مىنمايند بهتر مىدانيم و بهتر چيز مىفهميم ، و در هر زمانى تا پادشاه آن زمان اعقل و افهم اهل آن زمان نباشد پادشاهى نمىتواند كرد . . . » « 1 » .
افكار خرافى دورهء قاجار
در دورهء قاجاريه نيز به علت مخالفت و مبارزه شديد سلاطين اين سلسله و بعضى از روحانىنمايان با بيدارى مردم و رشد افكار عمومى ، بازار افكار و انديشههاى خرافى بىرونق نبود . در مطالع الانوار ، نويسندهء كتاب تاريخ نبيل ضمن توصيف مسافرت باب به اصفهان مىنويسد كه در اواخر تابستان 1262 هجرى « باب » از شيراز به جانب اصفهان حركت كرد و از منوچهر خان معتمد الدوله ، حاكم اصفهان تقاضاى منزلى كرد . با توصيهء حكمران ، امام جمعهء اصفهان در منزل خود از او پذيرائى كرد ؛ « . . . مردم اصفهان ، نسبت به باب نهايت احترام را مرعى مىداشتند ؛ روز جمعه كه باب از حمام به منزل تشريف مىآوردند ، بسيارى از مردم آب خزانهء حمام را براى شفا و رفع بيمارىها تا آخرين قطره بردند و در سر تقسيم آب با هم
هامش
( 1 ) . رستم التواريخ ، ص 323 .