تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 459

مساهمون:

ص٤٥٩

چشم‌زخم

در فرهنگ عامه ، چشم‌زخم عبارت است از آزار و گزندى كه گمان مىرود از تأثير نگاه كسى به انسان مىرسد ؛ كسانى را كه گمان مىرود چشمشان چنين تأثيرى داشته باشد ، « بدچشم » يا « شورچشم » مىخوانند و عمل او را چشم‌زدن ، چشم رسانيدن و نظر زدن تعبير مىكنند ، و براى اجتناب از تأثير چشم‌زخم غالبا عباراتى از قبيل « چشم بد دور » به‌كار مىبرند و براى جلوگيرى از آثار شوم چشم ، به دود كردن اسفند ، شكستن تخم‌مرغ ، آويختن مهره‌هاى سفيد و سياه و آبى كه « چشم‌زد » خوانده مىشود و آنچه « نظر قربانى » نام دارد و نيز انداختن
« وَ إِنْ يَكادُ . . . »
« 1 » و « چل بسم اللّه » به گردن و دوش كودكان مبادرت مىورزند . اين عقايد ، پس از حملهء مغول به ايران بيش از پيش در تودهء مردم نفوذ كرده است .

چل بسم اللّه

تعويذى است كه روى مس يا برنج مىنويسند ؛ مقصود از نوشتن بسم اللّه يا آيات و حك كردن خطوط و علامات ، دفع مضرت چشم بد است . معمولا اين تعويذ را بر گردن اطفال مىآويزند .

چله‌نشينى

عبارت است از خلوت گزيدن درويشان و زهاد و مرتاضان به مدت چهل روز ، كه در طى آن غالب اوقات خود را به عبادت و رياضت مىگذرانند . گاه براى تسخير جنّ و ساختن عزائم و طلسمات نيز به چلّه‌نشينى متوسل مىشوند ؛ در عقايد و خرافات عامه در مدت چله‌نشينى ممكن است عزائم و طلسمات مرتاضان و جن‌گيران در حق اشخاص مؤثر افتد ، از اين‌رو به منظور دفع سحر به « باطل السّحر » دست مىزنند كه « چله‌برى » خوانده مىشود . مثل جستن و پريدن از روى بعضى اشيا « 2 » .
هامش
( 1 ) . تلخيص از دايرة المعارف فارسى ، از ص 801 تا 805 . ( 2 ) . پيشين .