مانند كاروانسرائى است كه همه قافلههاى بشر از ملل متمدن و وحشى دنياى باستان ، مانند كلدانى ، آشورى ، يونانى ، رومى ، يهودى ، ترك ، عرب و مغول پى درپى در آن بار انداخته و يا با هم تماس و آميزش داشتهاند ، از اين رو كاوش ، و تحقيق درباره اعتقادات اكثريّت ، نهتنها از لحاظ علمى و روانشناسى قابل توجه است ، بلكه برخى از نكات تاريك فلسفى و تاريخى را برايمان روشن خواهد كرد و پس از تحقيق و مقايسهء اين خرافات با ساير ملل مىتوانيم به ريشه و مبدأ آداب ، رسوم ، اديان ، افسانهها و اعتقادات مختلف پى ببريم ، زيرا همين قبيل افكار است كه همهء عقايد را پرورانيده ، ايجاد نموده از آنها نگهدارى مىكند . همين خرافات است كه گلهء آدميزاد را در دورههاى گوناگون تاريخى قدم به قدم راهنمائى كرده ، تعصبها ، فداكاريها ، اميدها و ترسها را در بشر توليد نموده است و بزرگترين و قديمىترين دلدارىدهندهء آدميزاد به شمار مىآيد و هنوز هم در نزد مردمان وحشى و متمدّن در اغلب وظايف زندگى دخالت تامّ دارد ؛ چون بشر از همهچيز مىتواند چشم بپوشد مگر از خرافات و اعتقادات خودش . به قول يكى از دانشمندان « انسان يك جانور خرافاتپرست است . » در دوران قديم و در دورهء قرون وسطا به علت ركود بازار علم ، زمينه براى رشد افكار خرافى كاملا فراهم بود ولى در قرون جديد و معاصر در اثر پيشرفت علوم و افكار و كشف رابطهء علت و معلولى ، ترس و وحشت بشر از بروز حوادث طبيعى نظير رعد و برق و زمينلرزه و خسوف و كسوف و غيره تقريبا از بين رفته و بشر متمدن امروزى ، بروز اين حوادث را محصول ارادهء خدايان نمىداند بلكه به علل طبيعى و علمى ظهور اين حوادث پى برده است . يكى دو قرن پيش كه پاستور و ساير علماى طب ، ميكرب - يعنى علت واقعى بروز امراض گوناگون را كشف نكرده بودند ، همه ساله در گوشه و كنار جهان ميليونها نفر طعمهء ميكرب و با و طاعون و ديگر امراض مختلف مىشدند و مردم بيچاره و جاهل تمام اين بليات را مولود قهر و غضب خدا و محصول گناهان و نافرمانىهاى خود مىشمردند . عقايد خرافى مانند ديگر پديدههاى فكرى بشر ، گاه روى علل و عوارض خاصّ به وجود مىآيد و زمانى از بين مىرود و يا جاى خود را به خرافات و افكار ديگرى مىدهد . در عصر حاضر كه دوران پيشرفت سريع علوم است بر طبقهء روشنفكران و ترقىخواهان فرض است كه به گوشه و كنار مملكت روى آورند و با
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 456
مساهمون: مرتضى راوندى
ص٤٥٦