مىنويسد : « بعضىها خود را گناهكار مىدانند و در مقابل رئيس صوفيان به زمين مىافتند و درخواست مجازات مىكنند تا گناهشان پاك شود ؛ رئيس با قيافهء جدى ، چوبى را كه در دست دارد چهار تا شش بار ، محكم يا آهسته بر آن گناهكار مىنوازد و اين ابلهان تصوّر مىكنند با همين مجازات سبك ، تمام گناهانشان آمرزيده مىشود . » « 1 »
نظريّه شاردن در حقّ صوفىها و پيروان آنها
شاردن پژوهندهء فرانسوى نيز از مفاسد اخلاقى ، تنبلى ، خودخواهى ، زنبارگى ، و اسراف و تبذير اين گروه پرتوقّع و بيكاره سخن مىگويد به نظر او صوفىها « موجوداتى بودند با عظمت ، فيلسوفهائى بودند كه هر روز براى همانروز مىزيسته و هنگام ظهور ناسازگارىهاى روزگار ، تقدير را مىپذيرفتند ؛ زيباپرستانى بودند كاهل ، مردمى بودند عاشق خوشگذرانى ، مؤدّب بودند و آرام صحبت مىكردند . . . گاهى هنگام صحبت ، فحش . . . ردّ و بدل مىكردند ، تجمّل فوق العاده ، زيادهروى و هرزگى و اسراف و تبذير بر آنها حكومت مىكرد و بالاتر از همه مبالغى گزاف و باورنكردنى ، به مصرف حرمهاى خويش مىرسانيدند . » « 2 »
آثار اجتماعى صوفيگرى
كسروى با آن قسمت از تعاليم صوفيان كه مردم را از كار و كوشش بازمىدارد ، يا موجب رواج موهومات و خرافات و اشاعهء بدآموزىهاى ديگر مىشود به سختى مخالف است و در كتاب خود « صوفيگرى » مىنويسد : « . . . در اين هزار و سيصد سال كه از آغاز اسلام مىگذرد ، چند چيز كه در زندگى ايرانيان و تودههاى همسايه كارگر بوده و مايهء بدبختى اين مردمان گرديده ، يكى از هنايندهترين ( مؤثّرترين ) آنها همين صوفيگرى بوده است . . . صوفيگرى با هر بخشى از كارهاى زندگى برخورده زهر خود را به يكايك آنها آلوده ، شناختن جهان و زندگى ، خداشناسى و پرورش روان ، خرد و پيروى از آن ، درس خواندن و دانشپژوهى ، خيمها و خويها ، كار و پيشه ،
هامش
( 1 ) . سفرنامهء پيترو ، ص 267 .
( 2 ) . ميراث ايران ، پيشين ، ص 550 .