تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 442

مساهمون:

ص٤٤٢

تعصّب و خودبينى شيخ احمد جام

در ميان صوفيان ، شيخ احمد جام بر خلاف حلّاج و عين القضاة و شيخ عطّار و ملّاى رومى و حافظ و بسيارى از خداوندان تصوّف ، وسعت ديد و سعهء صدر نداشت و بسيار خام و خودخواه بود « وى با پيروان اديان ديگر تندى و نامهربانى مىكرد و همهء آنها را ، ولو آنكه از اولياى دين خويش و صاحب كرامات اخلاقى باشند و زندگى را در كمال خداپرستى و نوع‌دوستى سپرى نموده باشند ، محكوم به آتش مىدانست و در رفتار خويش با آنها به جاى محبّت و احترام زور و تعصب به كار مىرود و مىكوشيد كه آنان را به دين اسلام درآورد . » « 1 » داستان شيخ و زاهد انصارى ، با آنكه احمد جام ناظر صفا و كرامات زاهد انصارى بود حاضر نشد با او از در رفق و مدارا درآيد و خطاب به مريدان كوته‌بين خود گفت : « . . . بدانيد فرزندان و ياران و مريدان من كه آنچه من از او ديدم و شنيدم ، اگر او و مانند او كسى - نعوذ باللّه - به ميان خلق آيد بسى خلق را گمراه كند و از جادهء شريعت و سنّت و جماعت ، به يك سو نهد ( يعنى منحرف كند ) ؛ وصيّت من شما را آنست كه اگر كسى را بينند كه چون ماهى به روى آب مىرود و يا چون سمندر در آتش مىرود . . . اگر او بر دين شريعت و سنّت و جماعت راست بيايد ، او را خدمت كنيد و متابعت او كنيد ، و اگر يك ترك شريعت و سنّت و جماعت عمدا از وى ديديد ، گرد او مگرديد كه او غولى است كه خلق را از راه حقّ به راه باطل دعوت مىكند و هذه نصيحة . . . » « 2 » .

تصوّف در راه انحطاط

تصوّف نيز مانند اديان و هرچيز ديگر ، براى بعضى از كلّاشان شكمباره و سبكسار ، دكّانى شد رائج ، كه زير تاج فقر به دريوزگى و تاراج مال و دين پرداختند . . . در بسيارى از روزگاران ، تصوّف عكس العملى بود در مقابل خشونت و رياكارى دين نمايان و تعدّى زورآوران ، نبردى بود با غولان راهزن و ديوان مردم فريب . . . آن مردم شريف و زيرك كه به ديدهء تحقيق و تدبير به جهان مىنگريستند از تصوّف سنگرى ساختند . خانقاه ، ستاد روشنفكران آزاده و جنگجويان ديوافكن و پناهگاه بىپناهان
هامش
( 1 ) . مقامات ژنده‌يل ، تأليف محمد غزنوى ، به اهتمام حشمت مؤيد ، ص 4 مقدمه . ( 2 ) . همان كتاب ، درسهاى شيخ ، ص 43 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 442 | مرتضى راوندى