تعاليم صوفيانه ، گهگاه به ارزش « حيات » و لزوم تفكّر و تعقّل در امور ، نيز اشاره مىكند . وى ، ضمن گفتگو در پيرامون مروّت مىنويسد : « . . . اركان مروّت سه چيز است : زندگى كردن با خود به عقل ، و با خلق به صبر ، و با حقّ به نياز ، و نشان زندگى كردن با خود به عقل ، سه چيز است : قدر خود بدانستن و اندازهء كار خود ديدن و در خير خويش بكوشيدن ؛ و نشان زندگى كردن با خلق به صبر ، سه چيز است :
به توانائى ايشان از ايشان راضى بودن ، و عذرهاى ايشان را بازجستن ، و داد ايشان از توانائى خود به دادن . » « 1 » خواجه در صفحات بعد پيرامون ارزش فراوان « وقت » تا آنجا پيش مىرود كه مىگويد : « وقت بر خداوند وقت گرامىترست از دو جهان وى » « 2 » و در مورد غنا و توانگرى ، قائل به سه نوع غناست : غناى مال و غناى خوى و غناى دل .
به نظر او غناى مال بر سه گونه است : آنچه از حلال است محنت است ، و آنچه از حرام است لعنت است ، و آنچه افزونى است عقوبت است ، و غناى خوى از نفس است . . . و غناى نفس سه چيز است : خشنودى و خرسندى و جوانمردى ؛ و غناى دل سه چيز است : و آن « غناء القلب » است كه در خبر است : همّت از دنيا مهمّتر ، و مراد از بهشت بزرگتر ، و آرام از هفت آسمان و زمين برتر . » « 3 »
اسفزارى ، از بزرگان تصوّف ، براى طهارت قلب و باطن ارزش فراوانى قايل است .
به نظر او « . . . بدايت طهارت ، پاكى ظاهر است و ظاهر تن است و جامهء تن ، و اخسّ درجات طهارت اين است و اين طهارت به آب حاصل گردد . و حصولش بىحقيقت طهارت به كار نيابد : انّ اللّه ينظر الى قلوبكم ، چون دل نجس بود ، طهارت ظاهر به چه كار آيد ؟
دوّم درجه ، در طهارت حواسّ است از آنچه قواطع راه خداست :
إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ كُلُّ أُولئِكَ كانَ عَنْهُ مَسْؤُلًا
؛ و سوّم ، طهارت دماغ است از خيالات و اوهام ، كه مرد را از راه حقّ بازدارد و اينها جنود ابليساند .
چهارم ، طهارت دل است از خواطر قواطع ، درين راه دراز ، و چون اين طهارت دست داد روى به قبله بايد آورد و وقت احرام گفتن بود . . . » « 4 » .
هامش
( 1 ) . خواجه عبد اللّه انصارى ، صد ميدان ، به اهتمام قاسم انصارى ، ص 18 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 49 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 64 .
( 4 ) . فرهنگ ايرانزمين ، ج 14 ، كلمات اسفزارى ، ص 335 .