مختار مولوى كه مأخوذ از « مارميت اذ رميت » ) باشد و مخصوصا با انضمام لطايف و با چاشنى دقايق عرفانى كه شيوهء خاصّ ممتاز مولوى است ، بسيار نزديك گشته به طورى كه مىتوان گفت پيرو مسلك و مكتب او شدهاند .
حاجى ملّا هادى سبزوارى ( متوّفى 1289 ه . ق ) كه از خواص اتباع فلسفهء ملا صدرا بوده است و مىگويد : « الفعل فعل اللّه و هو فعلنا » و مولوى فرموده است :
فعل حق و فعل ما هر دو ببين * فعل ما راهست دان پيداست اين
گر نباشد فعلِ خلق اندر ميان * پس مگو كس را ، چرا كردى چنان ؟
خلق حقّ ، افعال ما را موجد است * فعل ما ، آثار خلق ايزد است
ليك هست آن فعل ما مختار ما * زو جزا گه مار ما ، گه يارِ ما
دلايل مولوى در اثبات اختيار :
اختيارى هست ما را در جهان * حسّ را منكر نتانى شد عيان
اختيار خود ببين ، جبرى مشو * ره رها كردى به ره آ ، كَج مَرو
ترديد در اينكه فلان كار را بكنم يا نكنم ، دليل اختيار است :
اينكه فردا اين كنم يا آن كنم * اين دليل اختيار است اى صنم
در تردّد ماندهام اندر دو كار * اين تردّد كى بود بىاختيار » « 1 »
« مولوى عالم را حادث ذاتى و قديم زمانى و همچنين ، نفس انسان را نيز حادث ذاتى و قديم » زمانى مىداند ؛ چيزى كه هست وى معتقد است كه بشر عادّى از درك ازليّت و ابديّت عالم عاجز است و نبايد جاهلانه خود را در ماجراى اين بحث بيندازد :
آن يكى مىگفت : عالم حادث است * فانى است اين چرخ و حقّش وارث است
فلسفيّى گفت : چون دانى حدوث * حادثىِ ابر ، چون داند غيوث ؟ « 2 »
آسمانها و زمين يك سيبدان * كز درخت قدرت حقّ شد عيان
تو چو كِرمى ، در ميان سيب در * از درخت و باغبانش بىخبر . » « 3 »
مولوى طرفدار « عقل » بود و از تقليد و استناد به گفتهء اين و آن خوددارى مىكرد و هفتصد سال پيش فرمانروائى « پير عقل » را بر تعبّد و تقليد مرجّح مىشمرد :
هامش
( 1 ) . مولوىنامه ، پيشين ، ص 80 .
( 2 ) . غيوث جمع غيث يعنى بارانها .
( 3 ) . همان كتاب .