تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 438

مساهمون:

ص٤٣٨
از پى تقليد ، وز رايات نقل * پا نهاده بر جمال پير عقل
و يا :
خلق را تقليدِشان بر باد داد * اى دو صد لعنت بر اين تقليد باد !

احوال شمس تبريزى

بىسوادى شمس تأييد نشده است . در فصل سوّم كتاب « تحقيق در شرح احوال مولوى » ، فروزانفر مىنويسد : شمس الدّين مردى عالم و كامل و جهان‌ديده به صحبت بسيارى از مردان رسيده بود ، در سلوك ظاهر و سير باطن مقامى بلند و در فنون قال و رموز حال ، كمالى بسزا داشت و اگر دست به كار تأليف مىزد و به تقييد معانى همّت مىگماشت ، بر ورق ، درّ مىپاشيد ، و گوهر مىافشاند و خاطر و مغز اصحاب طلب را به لطف سخن ، بوستان ارم مىساخت و آثار گرانبها به يادگار مىگذاشت ، ولى چون اكثر اين طايفه علم ظاهر و كتابت را سدّ طريق و حجاب راه مىدانند و در تأليف كتب عنايتى مبذول نمىدارند بدين جهت اكنون كتابى كه تأليف يافته و ريختهء خامهء شمس الدّين باشد موجود نيست و پيشينيان هم نشانى از آن نديده‌اند و آثار وى منحصر است در كتابى به نام « مقالات » . . . ديگر ده فصل از معارف و لطائف اقوال وى كه افلاكى در ضمن كتاب خود « مناقب العارفين » نقل كرده است و اين هر دو يادداشتهايى است كه مريدان از سخنان شمس فراهم كرده و صورت تدوين بخشيده‌اند . اما كتاب مقالات . . . « پرده از روى بسيارى از رموز و اسرار برمىدارد و علّت ارتباط و فريفتگى مولانا را به شمس تا حدّى روشن مىسازد و بر خلاف آنچه مشهور است او را دانائى بصير و شيفتهء حقيقت و شايستهء مرشدى و راهنمائى معرفى مىكند . . . علاوه بر آنچه گذشت . . . شمس الدّين مبدأ زندگى جديدى براى مولانا شده است . . . » « 1 » به نظر نيكلسن : « شمس مردى خارق العاده بود كه خود را در نمد زبر و سياه پيچيده و لحظه‌يى روى اين صحنه نمايان مىشود . . . او بالّنسبه
هامش
( 1 ) . تاريخ ادبى ايران ، ج 2 ، از فردوسى تا سعدى ، تأليف براون ، ترجمه و حواشى از على پاشا صالح ، ص 919 .