هفتاد و سه قوم در جهان مىپويند * هريك برهان مختلف مىجويند
سررشتهء حقّ به دست يك طايفه است * باقى به خوش آمدى سخن مىگويند
حمد اللّه مستوفى از سر اعتقاد و ايمان مىگويد :
« . . . با وجود ظهور دعوت دين خاتم النبيّين هر كه تتبّع اديان ديگر كند ، هالك بود و هركه متابع اوست ناجى است . . . » « 1 » .
نسفى در كشف الحقايق مىنويسد : « بدان كه رئيس اهل سنّت شيخ ابو منصور ماتريدى و حجّة الاسلام محمّد غزّالى . . . مىگويند كه از اين 72 مذهب ، آنها كه اهل آتشند ، شش مذهب است ، « تشبيه » و « تعطيل » و « جبر » و « قدر » و « رفض » و « نصب » . اهل تشبيه خداى را به صفات ناسزا ، وصف ناسزا كردند و به مخلوقات مانند كردند ، و اهل تعطيل صفات خدا را منكرند و بندگى خود را به خداوند اضافت كردند ؛ و اهل جبر ، بودن عالم را قديم مىدانند و بر اين اعتقادند كه هرگز بر طرف نخواهد شد ؛ و اهل قدر خدايى خداى را به خود اضافت كردند و خود را خالق افعال خود گفتند ؛ و اهل رفض در دوستى امير المؤمنين ( ع ) ، غلو كردند و در حقّ صدّيق « 2 » و فاروق ، طعن كردند و گفتند كه هر كه بعد از محمّد ( ص ) بلافصل با على بيعت نكرد و او را خليفه و امام ندانست ، از دايرهء ايمان بيرون رفت ؛ و اهل نصب در دوستى صدّيق و فاروق غلو كردند و در حقّ على طعن كردند و گفتند كه هركه بعد از محمد ( ص ) با صدّيق بيعت نكرد و او را خليفه و امام ندانست ، از دايرهء ايمان بيرون رفت . و هريك از اين فرق 6 گانه به دوازده فرقه شدند و 72 فرقه جمع آمدند و جمله در آتشند به حكم لفظ نبوت كه « كلّهم فى النّار إلّا واحدة » پس آن واحد ، غير از آن هفتاد و دو فرقهاند و ايشان از اهل نجاتند ، زيرا كه بر مذهب مستقيماند . اين شش مذهب به يقين در وقت محمّد ( ص ) نبود و بعد از محمّد ( ص ) پيدا آمد . . . » « 3 » « 2 »
در كتاب 73 ملّت از آثار قرن هشتم نيز به فرقههاى مذهبى و آرا و نظريّات آنها اشاره شده ، در مورد حديث نبوى كه امّت من به 73 فرقه تقسيم مىشوند و همگى جز يك دسته اهل دوزخند ، از قول امام غزّالى مىنويسد : « كلّها فى الجنّة إلّا الزّنادقة ،
هامش
( 1 ) . حمد اللّه مستوفى ، تاريخ گزيده ، به اهتمام دكتر نوايى ، ص 18 به بعد .
( 2 و 3 ) . به ترتيب القاب ابو بكر و عمر .
( 3 ) . نسفى ، كشف الحقايق ، ص 12 .