فرقههاى مذهبى
شهرستانى در كتاب ملل و نحل خود ، اهل عالم را بر حسب ( راىها و مذهبها ) تقسيم مىكند ، و عدّهيى را « ارباب ديانت مطلقه » مىخواند مانند مسلمانان ، يهوديان ، نصارى ، مجوس ؛ و عدّهيى را « اهل راىهاى كج و اهواء باطله » مىشمرد مثل فلاسفه ، دهريان ، صابيان و ستارهپرستان ، بتپرستان و برهمنان ؛ كه شمارهء دقيق آنها معلوم نيست .
اما اهل ديانات مطلقه ، خود بر يك راه نرفتهاند بلكه به فرقهها و دستههاى چندى تقسيم شدهاند ، چنان كه به گفتهء شهرستانى ، مجوس به 70 فرقه منقسم و متفرّق مىشوند ، و يهود به 71 فرقه ، و نصارى به 72 فرقه ، و مسلمانان به 73 فرقه ، « ولى رستگار دائم از فرقههاى هر امّت يك فرقه خواهند بود زيرا محال است كه در دو قضيّهء متناقضه كه مشتمل باشند بر شرايط تقابل و تناقض ، هر دو صادق آيند بالضروره يكى حقّ باشد و ديگرى باطل . . . » « 1 » در ميان پيروان « راىهاى كج و اهواء باطله » نيز وحدت نظر و اتّفاق رأى نيست ، جمعى به وجود خدا معتقدند و برخى منكر خدا هستند ، بعضى به وجود انبياء و رسل عقيده دارند و برخى منكر اين معنى هستند و مىگويند « انبياء امثال مااند ، در نوع و بشريت مشتركيم . از چه رو ما را گردن اذعان در متابعت ايشان نرم بايد داشت ، و گويند به چه مزيّت ما را لواء اطاعت ايشان بايد برافراشت ؟ »
برخى به رياضت و رهبانيّت دعوت مىكنند و برخى مردم را به كار و كوشش و مبارزه مىخوانند .
فرقههاى گوناگونى كه از اسلام منشعب شدهاند
بهطورىكه مطالعه در تاريخ مذاهب نشان مىدهد طبقات مختلف جامعهء بشرى از روزگار قديم بر حسب منافع اقتصادى و اجتماعى خويش در اديان و مذاهب تغييراتى داده و براى تأمين مصالح اجتماعى خود به نام خدا و رسول و پيشوايان دين دسته و فرقه جديدى به وجود آوردهاند و به يارى آن با مخالفين خود
هامش
( 1 ) . مأخوذ از ملل و نحل شهرستانى ، ترجمهء صدر الدّين تركه ، به اهتمام جلالى نائينى ، ص يط و صفحه 2 به بعد .