تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧
سپاسگزار نعمت خدا نبودند و لذا 13 پيغمبر مىكوشند آنها را به دين راهنمائى كنند ولى آنها زيربار دين نمىروند . با اينكه مولوى با تمام نيروى خود به حمايت آنان برخاسته ، سخنان مردم شهر نيز جالب و شنيدنى است ؛ مردم گفتند : « شما كه مدعى طبّ روحانى هستيد مانند ما بستهء خواب و خوريد و اين حبّ جاه و سرورى است كه شما را به ادّعاى پيمبرى واداشته ، اگر دواى شما شفابخش بود ، ولو ذره‌اى هم باشد ، از رنج‌ها مىكاست ؛ و بعد مردم از تعليمات رنج‌آفرين پيامبران شكايت مىكنند :
قوم گفتند ار شما سَعد خوديد * نحس ماييد و نكال و مرتديد جان ما فارغ بد از انديشه‌ها * در غم افكنديد ما را و عنا ذوق جمعيّت كه بود و اتفاق * شد ز فال زشتتان صد افتراق طوطى نقل و شكر بوديم ما * مرغ مرگ‌انديش گشتيم از شما هركجا افسانهء غم‌گسترى است * هركجا آوازهء مستنكرى « 1 » است از نكال و قصّه و فال شماست * در غم‌انگيزى شما را مشت‌هاست
سرانجام پيمبران از آنكه بتوانند منكران را به راه آورند مأيوس مىشوند و پس از تهديدهاى شديد ، آنها را رها مىكنند . . . » « 2 » .

تصوّف و عرفان مولوى

راجع به سير تكامل منطق ديالتيكى ، در حدود 25 قرن پيش مردانى چون هر اقليت و ارسطو نظريّاتى ابراز كرده‌اند ، و از به‌هم پيوستگى اشياء و پديده‌ها ، حركت و تغيير دايم ، نبرد و وحدت متضادّين ، نفى در نفى و تكامل و سير دائمى از ساده به بغرنج و از دانى به عالى ، مطالبى از خلال مساعى و مطالعات آنها به چشم مىخورد . راجع به اين سير تكاملى در ايران هنوز چنان كه بايد محقّقان و پژوهندگان تحقيق كافى نكرده‌اند . آنچه مسلّم است پيروان ايدآليسم ( متافيزيك ) حركت تكاملى ذاتى جهان واحد و متّصل مادّى را نمىبينند ، كثرت را جانشين وحدت ، جمود را جانشين حركت ،
هامش
( 1 ) . ناپسند ، طالب زشتى . ( 2 ) . نگاه كنيد به كتاب ويژگيها ، پيشين ، از ص 285 به بعد .