عقبى به كلى منقطع تواند كرد و مطلق ، حقّ را پرستش كند ، تا بنده مر حقّ را براى كفّارت گناه ، و يافت درجات عبادت مىكند ، نه وى را مىپرستد ، مراعات دل آنگاه تواند كرد كه هموم مختلف از دلش برخاسته اندر حضرت انس ، دل را از موقع غفلت نگاه دارد ، و چون اين سه شرط اندر مريد حاصل شد ، پوشيدن مرقّع مريد را به تحقيق ، دون تقليد ، مسلّم باشد . » « 1 » « شيخ همچنانكه نفس خود را راه برد ، نفوس مريدان را نيز راهبرى كند تا مريد جزء شيخ شود ، چنان كه فرزند جزء پدر شود . » « 2 »
انديشههاى اجتماعى نسفى
عزّ الدّين نسفى در كتاب « الانسان الكامل » در بيان شريعت و طريقت و حقيقت به زبانى ساده چنين مىنويسد : « اى درويش ، هركه قبول مىكند آنچه پيغمبر وى گفته است از اهل شريعت است ، و هركه مىكند آنچه پيغمبر وى كرده است از اهل طريقت است ، و هركه مىبينند آنچه وى ديده است از اهل حقيقت است . هركه هر سه دارد ، هر سه دارد و هركه دو دارد ، دو دارد و هركه يكى دارد ، يكى دارد و هر كه هيچ ندارد ، هيچ ندارد . اى درويش آن طايفه كه هر سه دارند كاملاناند و ايشاناند كه پيشواى خلايقاند و آن طايفه كه هيچ ندارند از اين سه ، ناقصاناند و ايشاناند كه از حساب بهايماند .
اى درويش : به يقين بدان كه بيشتر آدميان ، صورت آدمى دارند و معنى آدمى ندارند و به حقيقت خر و گاو و گرگ و پلنگ و مار و كژدماند و بايد كه ترا هيچ شكّ نباشد كه چنين است ؛ در هر شهرى چند كسى باشند كه صورت و معنى دارند و باقى همه صورت دارند و معنى ندارند . . . بدان كه انسان كامل ، آن است كه او را چهار چيز به كمال باشد : اقوال نيك و افعال نيك و اخلاق نيك و معارف » « 3 » .
به نظر نسفى براى انسان كامل « . . . هيچ طاعتى بهتر از آن نيست كه راحت به خلق رساند و هيچ راحتى بهتر از آن نداند كه با مردم چيزى گويد و چيزى كند كه مردم چون آن بشنوند و به آن كار كنند ، دنيا را به آسانى بگذرانند و از بلاها و فتنههاى اين
هامش
( 1 ) . كشف المحجوب ، ص 61 .
( 2 ) . تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء آيتى ، پيشين ، ص 269 .
( 3 ) . عزيز الدّين نسفى ، كتاب الانسان الكامل ، به تصحيح ماريژان موله ، از ص 3 به بعد .