تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 390

مساهمون:

ص٣٩٠
اما راجع به اموال آنها ، اگر بدون هجوم سواران بر آن دست يافتيم مانند « فىء » است كه بدون محاربه به تصرّف مسلمين درآمده است و اگر نه حكم غنايم جنگى را دارد . اما زنان آنها ، بر خودشان حرام است ، ازدواج آنها بر مسلمين هم حرام است ، همانطور كه ازدواج با زن باطنيّه نيز حرام است مگر اينكه زن ، متديّن بوده ولى به واسطهء ازدواج ، مذهب آنها را قبول كرده باشد . در اين‌صورت نكاح او با مرد باطنى خودبخود فسخ شده و اگر دست‌نخورده باشد عدّه هم نگاه نمىدارد ، هر باطنى كه با زن غيرباطنى ازدواج كند نكاح او باطل است ، كمااينكه هر عقدى و معامله‌يى از خريد و فروش باطنيان منفسخ است . علاوه بر اين غزّالى ، ذبيحهء باطنيان را چون ذبيحهء كفّار ، حرام مىگويد و اضافه مىكند ، كه ذبيحهء يهود و نصارا چون اهل كتابند حلال است يعنى باطنيان حتى از يهود و ترسايان از مسلمانى دورترند ؛ پس از آن ، تمام احكام قاضيان باطنى را باطل و شهادت آنان را غيرقابل قبول مىداند و تمامى عبادات آنها را از روزه و حج و نماز و زكات يكسره باطل مىشمارد . از خواندن فتواى غزّالى و از مرور باب نهم كتاب كه در شرايط امامت است و با منطق عجيب خود خلافت مستظهر باللّه را نمايندهء حقيقى حضرت رسول مىگويد و دليلش اين است كه كشورهاى اسلامى از او تمكين كرده‌اند ، و هرگاه مىخواهد از خلافت نام برد بدين تعبير دست مىزند : المواقف المقّدمة النّبويّة المستظهريّه ضاعف اللّه جلالها معلوم مىشود دستگاه خلافت او را خيره ساخته و مقام علمى خود را فراموش كرده و جز تجليل و تقديس خليفه عباسى براى خود وظيفه‌يى نمىشناسد . » « 1 » آن هم خلفائى كه غرق فساد و دنياپرستى بودند .

سير تصوّف از قرن هفتم به بعد

« تصوّف در قرن هفتم تنها به روش « وجد و حال » بسنده نكرد و به طريق علمى و شيوهء تعليل و توجيه هم متمايل گرديد . اين كار را پيش از قرن هفتم ، گاه نزد صوفيان
هامش
( 1 ) . غزّالى با حجّاج بن يوسف ثقفى ( از كتاب عقلا بر خلاف عقل ، اثر دشتى ، مجلهء يغما سال 52 ) .