مىگفت : اين را خوش مىداشتند ( يعنى ياران خوش مىداشتند ) يا آن را نمىپسنديدند .
در بين فقها ، آنان كه سعهء نظر و وسعت فكرى داشتند و صوفى مشرب بودند ، همواره با استناد به قرآن و سنّت و حديث سعى مىكردند از مشكلات اجتماعى مردم بكاهند و راهحلى براى معضلات و دشواريهاى عمومى پيدا كنند . و براى توفيق در اين راه از قرآن كريم و حديثهاى نبوى استفاده مىكردند :
خدا در آئين براى شما گرفتارى ننهاده است ( حجّ 22 : 78 ) ؛
خدا براى شما آسانى مىخواهد نه دشوارى ( بقره 2 : 185 ) ؛
خدا مىخواهد بار شما را سبك سازد چه آدمى ناتوان است ( نساء 4 : 28 ) ؛
و حديثهائى مانند : « اين آئين آسان است ، يعنى سختگيرى ندارد . » ؛ « بهترين آئين نزد خدا دين حنيف آسانگير است . » ؛ « آسان بيائيد و سخت نگيريد . » ؛ « گناهى سنگين بر آن مسلمانى نهاده مىشود كه دربارهء امرى از برادر مسلمان خود ، پرسشهائى كند كه سرانجام به منع منتهى شود . » ؛ كارهاى ياران ديرين پيغمبر را چنين مىستودند كه : ساده و كمگرفتارى بوده است ، يكى از بزرگان اسلام عبد اللّه مسعود ( 32 ه . ) زمينهء پيشرفت فقه را چنين نهاد ، وى گفت : « هرآنكس كه روائى را ناروا كند ، همچنانست كه ناروائى را روا سازد . » ؛ فقهدانان همواره بدين اصل پابند بودند و با حديثهاى نبوى بران نيرو بخشيدند : « . . . اصل ، در هرچيز مباح بودن است و ناروائى ، يك امر فوق العاده نادر و غيرعادى به شمار مىآيد و در صورت شك به اصل باز مىگرديم . » ( مأخوذ از تتّبعات يك پژوهندهء مجارستانى . )
منابع تصوّف اسلامى
به عقيدهء ويل دورانت « تصوّف اسلامى ريشههاى فراوان دارد ، كه تمايلات زاهدمآبى فقيران هند ، و عرفان مصر و شام ، و مباحث نوافلاطونى يونانيان متأخّر ، و نفوذ راهبان مسيحى كه همه در قلمرو اسلام پراكنده بودند از آن جمله است .
در جهان اسلام ، چون دنياى مسيحى يك اقليّت پرهيزگار بود كه مىخواست دين با وسايل و مقاصد دنياى اقتصاد همآهنگ شود ، و تجمّلپرستى خلفا و وزيران و تاجران را تقبيح مىكرد ، و مسلمانان را به تجديد سادگى ابو بكر و عمر مىخواند و