جسم خاك از عشق بر افلاك شد * كوه در رقص آمد و چالاك شد
سعدى گويد :
جهان پر سماع است و مستى و شور * و ليكن چه بيند در آئينه ، كور
نبينى شتر بر سماع عرب * كه چونش به رقص اندر آرد طرب
شتر را چو شور و طرب در سر است * اگر آدمى را نباشد خر است
شيخ عطّار در شرح حال ابو الحسن نورى نوشته است :
« نقل است كه چون غلام خليل به دشمنى اين طايفه برخاست و پيش خليفه گفت كه جماعتى پديد آمدهاند كه سرود مىگويند و رقص مىكنند و كفريّات مىگويند همه روزه تماشا مىكنند و در سردابها مىروند پنهان ، و سخت « 1 » مىگويند اين قومىاند از زنادقه . اگر امير المؤمنين فرمان دهد به كشتن ايشان ، مذهب زنادقه متلاشى شود . . . خليفه در حال فرمود تا ايشان را حاضر كردند و ايشان ابو حمزه و ارقام و شبلى و نورى و جنيد بودند ، پس خليفه فرمود تا ايشان را به قتل آرند ؛ سيّاف « 2 » قصد كشتن ( ارقام ) كرد ، نورى بجست و خود را در پيش انداخت به صدق ، و به جاى « ارقام » بنشست و گفت اوّل مرا به قتل آر طربكنان و خندان ، سيّاف گفت اى جوانمرد وقت تو نيست و شمشير چيزى نيست كه بدان شتابزدگى كنند ، نورى گفت بناى طريقت من بر ايثار است و من اصحاب را بر ايثار مىدارم و عزيزترين چيزها در دنيا زندگى است ، مىخواهم تا اين نفسى چند در كار اين برادران كنم تا عمر ايثار كرده باشم ، با آنكه يك نفس در دنيا نزديك من دوستتر از هزار سال آخرت . . . چون اين سخن وى بشنيدند از وى نزد خليفه عرض كردند ، خليفه را از انصاف و قدم صدق او تعجّب آمد . » « 3 » .
براى آنكه خوانندگان بهتر به اصول عقايد و افكار و طرز مبارزه اين جماعت آشنا شوند ، قسمتى از گفتههاى دلنشين صوفيان را نقل مىكنيم .
عدم توجه به احكام ظاهرى شرع
در كتاب اسرار التّوحيد مىنويسد : « . . . روزى بعد از دعوت ، سماع مىكردند و
هامش
( 1 ) . سخت : محكم و استوار .
( 2 ) . سيّاف : شمشيرزن
( 3 ) . از تذكرة الاولياء ، شيخ عطّار .