به وى گفتم : اى شيخ چگونه بكشم كسى را كه نماز مىگزارد و روزه مىگيرد و قرآن مىخواند ؟ گفت مطلبى كه مانع ريختن خون كسى است ، از نماز و روزه خارج است ، مرا بكشيد مأجور مىشويد و من نيز آسوده مىشوم .
ماسينيون كه مطالعات و تحقيقات دقيق دربارهء حلّاج كرده است ، از وى صورتى چون مسيح ترسيم مىكند ، و راجع به كيفيت حيات وى مطالبى مىنويسد كه قبلا آوردهايم .
به نظر دشتى ، بيگناهى ، به طرز وحشيانه و قساوتآميزى كشته شد . سالها زندان ، هزار تازيانه ، قطع دست و پا ، بريدن سر ، سوزاندن كالبد ، سرگذشت دردناك حسين بن منصور حلّاج بود ، نمازى كه خواند ، آياتى كه تلاوت كرد و مناجاتى كه با خداى خويش به ميان آورد او را از تمام آن فقهائى كه به قتل وى فتوا داده بودند مسلمانتر ، متديّنتر و باايمانتر نشان مىدهد . . . » « 1 » .
ازدواج در نظر صوفيان
به نظر دشتى « غريزهء جنسى ، چون خوردن و آشاميدن از ضروريّات طبيعت حيوانى و موجب بقاء نسل است . ازدواج در شريعت اسلامى جزو سنّت است ، جملهء لا رهبانيّة فى الاسلام اگر حديث نبوى نباشد ، حاكى از روش پيغمبر و اصحاب اوست ؛ در يك قسمت از آيهء 27 سورهء حديد ، جمله حاوى نكوهشى است بر ترسايان تارك دنيا . صوفيان اوايل ، چون به زمان پيغمبر نزديك بودند ، امتناع و كراهتى از متابعت غريزهء بشرى نداشتند ولى كمكم زهد خشك و سترون بر مزاج بسيارى غالب شد ، بهطورى كه زبان بر نكوهش آن گشودند ؛ حسن بصرى مىگفت :
اگر خداوند براى فردى خير و نيكى خواست ، هرگز او را دچار زن و فرزند نخواهد كرد . »
رياح بن عمرو قيسى مىگفت : « شخص به درجه صد يقين نمىرسد مگر اينكه زن خود را چون بيوهاى رها كند و فرزندان خود را چون يتيمان كند و به لانهء سگان پناه برد . . . » ابو سليمان درّانى مىگفت : « ازدواج روى آوردن به محبّت دنياست . » وحيد
هامش
( 1 ) . پردهء پندار . . . على دشتى ، اطّلاعات شمارهء 14692 .