عطار ، مولوى و سعدى و عدهيى ديگر از خداوندان تصوّف پيرو اين عقيده هستند ولى برخى از زهّاد و صوفيان منحرف ، مىگويند كه آدمى بايد در كليّهء امور توكّل به خدا كند و دنبال سعى و عمل و كار و كسب نرود و اگر فى المثل بيمار شد ، از پزشك و دارو استمداد نجويد .
صوفيان روشنضمير نهتنها كار و كوشش را منافى توكّل و تصوّف نمىداند ، بلكه معتقدند مال و اسباب و وسايل زندگى موجب پيشرفت آدمى در مراحل ترقى و كمال است و پشتپا زدن به ماديّات گوشهگيرى و انزوا به منزلهء شكستن بال و پر است ؛ آنچه فى الحقيقه خطرناك و زيانبخش است تعلّق خاطر و دلبستگى شديد به تعلّقات زندگى است : « چون تعلّق شديد و دلبستگى از ميان رفت ، جاه و منصب و زن و فرزند و مال نهتنها زيانى ندارد ، بلكه منافع بسيار را متضمّن است . . . » « 1 » مولوى مىفرمايد : جهد حقّ است و دوا حقّ است .
از آنچه گفتيم نتيجه مىگيريم كه فقط دلبستگى شديد به هرچيزى ضرر دارد و اعتدال در تعلّقات زندگى سودمند است .
بهر چه بسته شود راهرو ، حجاب ويست * تو خواه مصحف و سجّاده گير و خواه نماز
جنيد بغدادى گويد : « ايّاكم و العزلة فانّ الغزلة مقاربة الشّيطان . . . و عليكم بالصّحبة فانّ فى الصّحبة رضاء الرّحمن » يعنى از گوشهنشينى دورى گزينيد ، چه عزلت ، نزديكى با ديو است و با مردم آميزش كنيد كه در آن خشنودى خداست .
( از كشف المحجوب هجويرى )
تشويق و ترغيب به كسب و كار
هيچ وازِر ، وِزر « 2 » غيرى برنداشت * هيچ كس نَدرود تا چيزى نكاشت
طمع خامست آن ، مخور خام اى پسر * خام خوردن علت آرد در بشر
كان فلانى يافت گنجى ناگهان * من همان خواهم ، نه كار و نه دكان
كار بخت است آن و آن هم نادرست * كسب بايد كرد تا تن قادرست
هامش
( 1 ) . خلاصهء مثنوى ، از استاد فروزانفر ، ص 96 .
( 2 ) . وزر به معنى گناه و ازر گناهكار است .