تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 358

مساهمون:

ص٣٥٨

روش انتقادى سنائى

در ميان شعرا ، سنايى پس از آنكه به جهان عرفان و تصوّف روى آورد ، روش شهرياران و زورمندان و رفتار جهان‌جويان و جهانداران متجاوز و زورگو را مورد انتقاد شديد قرار داد ، و سعى كرد مستان بادهء غرور و خودخواهى و ديوانگان خشم و شهوت را با اعتراضات پر از نيش و سرزنش خويش بيدار و هشيار كند :
اى خداوندان مال ، الاعتبار الاعتبار * اى خداجويان قال ، الاعتذار الاعتذار پيش از آن كاين جان عذرآور فرو ميرد ز نطق * پيش از آن كان چشم عبرت‌بين فرو ماند ز كار پند گيريد اى سياهيتان گرفته جاى پند * عذر آريد اى سپيديتان دميده بر عذار در فريب‌آباد گيتى چند بايد داشت حرص * چشمتان چون چشم نرگس ، دست چون دست چنار . . . در جهان شاهان بسى بودند كز گردون ملك * تيرشان پروين گسل بود و سنان جوزا شكار بنگريد اكنون بنات النّعش‌وار از دست مرگ * نيزه‌هاشان شاخ‌شاخ و تيرهاشان پارپار . . . سر به خاك آورد امروز آنكه افسر بود دى * تن به دوزخ برد امسال آنكه گردن بود پار چند از اين رمز و اشارت راه بايد رفت راه * چند از اين رنگ و عبارت كار بايد كرد كار تا به جان اين جهانى زنده چون ديو و ستور * گرچه پيرى همچو كودك ، خويشتن كودك شمار حرص و شهوت در تو بيدارند خوش ، خوش تو مخسب * چون پلنگى بر يمين دارى و موشى بر يسار
سنايى ، وارستگى و استغناى طبع خود را در ابيات زير آشكار مىكند :
من نه مرد زن و زر و جاهم * به خدا گر كنم و گر خواهم
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 358 | مرتضى راوندى