تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
حيات و نمو درخت با تخم درخت . بعضى از صوفيّه گفته‌اند كه اين راه عرضى است و در واقع نسبت هر فردى از افراد انسان با خدا مانند است به نسبت هر حرف نامه‌يى با نويسندهء آن . امّا جماعتى كه از آنها به اهل وحدت تعبير مىكنند مدّعى شده‌اند كه اصلا بين انسان و خدا راه نيست ؛ چون در حقيقت نسبت بين انسان و حقّ همان نسبت است كه بين هر حرف يك نامه است با مركّبى كه آن حرف را بر آن نوشته‌اند و در واقع بين آنها فاصله‌يى نيست تا راه ، وجود داشته باشد « 1 » . بحث در باب طريق و طريقت و مسائل مربوط به آنها منتهى به مسائل راجع به فرق و سلاسل و آداب سلوك و صحبت و خرقه و خانقاه است و براى تفصيل در اين ابواب بايد به منابع و مآخذ مربوطه رجوع كرد « 1 » . شادروان دكتر رجائى در مقدمهء فرهنگ اشعار حافظ علل ظهور و رشد تصوّف را در ايران چنين توجيه مىكند : « به عقيده اينجانب تصوف در ايران عكس العمل روحى مردمى حسّاس و هوشمند است كه در طول چند قرن كشورشان تحت اشغال بيگانه بوده و حقّ و قدرت هيچگونه اظهار نظرى در امور مملكت و حتّى در امور زندگى خويش نداشته‌اند ، دست و زبانشان بسته و دل و قلمشان شكسته بوده است - آنان كه صوفيان را كناره‌جوى و بيكاره و منفى مىدانند كسانى هستند كه تاريخ ايران و اوضاع سياسى و اجتماعى قرون گذشته آن را بدقت در مطالعه نگرفته‌اند و در بستر امن و راحت ، وحشت و استغاثهء زورق‌نشينانى را كه شب‌هنگام گرفتار امواج سهمگين شده‌اند ، بيهوده و سزاوار طعن و سرزنش مىپندارند . ما هزار سال پيش را كه از امريكا نامى در ميان نبود و اروپا در ظلمت تعصّبات مذهبى و تحت سلطه گماشتگان پاپ و فئودالها دست و پا مىزد و در آسيا و ديگر نقاط جهان زبان شمشير زبان بين المللى بود ، كنار مىگذاريم و به مردمان آن روزگاران نيز كارى نداريم ؛ بشر امروز را در عصر حاضر در نظر مىگيريم عصرى كه قرن بيستم ميلادى و قرن اتم و موشك است و سازمان ملل متّحد و دادگاه داورى لاهه و اعلاميّهء حقوق بشر و اصول دموكراسى مورد قبول بسيارى از جهانيان است
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، ص 1624 .