تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
بالاتر گذارده به وحدت موجود و حلول و اتحاد معتقد شدند . . . اعمال صوفيه سه قسمت است : يكى عبادات ظاهرى مانند صوم و صلوة و غيره ، از اين جهت با ساير مسلمانان چندان تفاوت ندارند ، ديگر رياضتهاى شاقّه مانند چلّه نشستن كه با رفتار ظاهرى عامّهء مسلمانان تفاوت دارد . قسمت سوم يك دسته آداب و شعارها و به اصطلاح خودشان « آداب استحسانى » مانند خرقه ، عصا ، ركوه ، ميان‌بند ، رقص ، سماع ، وجد ، تواجد و آداب رباط و خانقاه و خرقه و امثال آنها كه ميان همهء طوايف و سلاسل صوفيّه يكسان نيست . اختلاف متشرع با صوفى بيشتر راجع به دو قسمت اخير است چرا كه متشرع به ظاهر عبادت قانع است و بعضى رياضات شاقّه را جزو بدعت مىشمارد . با رقص و سماع و امثال آنها نيز مخالف است ، از بعضى صوفيان علاوه بر جهاتى كه با ظاهر شريعت سازش ندارد پاره‌يى شطحيّات مانند « انا الحقّ » و « ليس فى جبتّى سوى اللّه » سر زد كه دستاويزى به مخالفان داده است تا همگى صوفيه را به كفر و زندقه متهم ساخته‌اند . صوفى و متشرع گذشته از اعمال و كردارهاى ظاهرى ، در عقايد هم با يكديگر سخت اختلاف دارند ، و اين اختلاف از ديرباز ميان دو طايفه برقرار بوده و نسبت به مراتب تعصّب مذهبى يا هوى و هوس دنيوى و مقتضيات هر دوره شدّت و ضعف يافته است و گاهى كار بدست غوغا افتاده و جماعتى از صوفيّه را كشته و جسد بعضى را سوخته‌اند . علماى دو فرقه هم كتابها در ردّ يكديگر نوشته‌اند . . . تصوّفى كه با روح ايرانيان پرورش يافت و امثال مولانا و حافظ در آن ظهور كردند با ساير ملل اسلامى بسى فرق دارد . چيزى كه دست رشت ايرانيان از كار درآمد ، اگر بتوانيم تار و پودش را از هم باز و معلوم كنيم كه هر رشته از كدام كارگاه بيرون آمده و چه دستى در آن اثر كرده است ، نكته‌ها و اسرار عجيب كه اكنون همه در پرده است بر ما كشف خواهد شد . متأسّفانه هنوز چنان كه بايد در اين موضوع تحقيق نشده و اين رشته همچنان سربه‌گم و نامعلوم باقيمانده است ؛ مولوى يك تار از اين رشته را بدست مىدهد ، آنجا كه مىفرمايد :
هركه را در عشق اين آيين بود * فوق قهر و لطف و كفر و دين بود » « 1 »
هامش
( 1 ) . مأخوذ از غزالىنامه ، استاد جلال همائى ( به اختصار ) .