تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 337

مساهمون:

ص٣٣٧
آراى اين جماعت آثار مبارزه با استبداد سلاطين و فئودالها و حمايت از تودهء مردم بخصوص صنعتگران و پيشه‌وران ديده مىشود .

شعراى صوفى مسلك

چون صوفيان اين زمان ، به هيچ اصل مسلّم و تغييرناپذيرى پابند نبودند مىتوانستند نظريات خود را هرطور بخواهند بيان كنند و به فكر خود اجازهء پرواز و جولان بدهند . در اين دوره ما در آثار صوفيان ، عناصر فلسفهء كلاسيك يونان و انعكاسى از مكاتب ماترياليستى قديم را مشاهده مىكنيم ؛ آنان زحمت و كار را مورد ستايش قرار مىدادند و براى طبقهء كشاورزان احترام قائل بودند . عده‌يى ديگر از اهل تصوّف ، افكار بشردوستانهء خود را با شور و شوقى فراوان به گوش مردم مىرسانيدند ؛ اين افكار تأثير عميقى در ادبيات و شعر فارسى باقى گذاشت ، به همين مناسبت شعراى صوفى مسلك را بايد از شعراى دربارى و ديگر شعرا جدا ساخت . شعراى صوفى مسلك مانند باباكوهى ، سنايى ، عطّار و مولوى با اشعار شيواى خود كوشش كرده‌اند ماهيّت فئوداليسم و خصوصيات اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى عصر خود را مجسّم سازند .

مراحل تصوّف

پيروان اين مكتب براى سير در مراحل كمال بايد سه مرحله را كه عبارت از مرحلهء شريعت ، طريقت و حقيقت است طى نمايند . در مرحلهء نخست ، سالك بايد احكام شرع را به كار بندد و از اداى نماز و روزه و حج غفلت نورزد تا به كمال مطلوب نزديك شود . شيخ شبسترى مىگويد :
ولى تا ناقصى زنهار ، زنهار * قوانين شريعت را نگهدار
سالك طريقت بايد مراحل و مقاماتى را طى كند تا به مرحلهء نهائى يعنى به مرحلهء حقيقت برسد . ضمن مطالعهء كتب اهل تصوّف ، پژوهنده با تشكيلات و اجتماعات و راه و رسم و اصطلاحات خاصّ آنان از قبيل خلوت ، رياضت ، مراقبت ، سماع ، رقص ، خرقه ،
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 337 | مرتضى راوندى