مىبردند و از راه تقيّه براى حفظ جان و مال خويش دعوى مسلمانى مىكردند .
شادروان دكتر محمّد معين از سرگذشت ايرانيان پس از ظهور نهضت اسلامى چنين ياد مىكند :
وضع ايرانيان
« چنان كه مىدانيم پس از ظهور نهضت اسلامى ، پيشوايان و زعماى اسلام ، كشورهاى همجوار را به زور شمشير فتح و از ملل تابع خواستند كه يكى از دو راه را برگزينند : يا به دين اسلام گردن نهند و يا جزيه بپردازند . گروهى از ايرانيان كه تحمّل رقيّت بيگانگان را نداشتند ، سر به كوه و بيابان نهادند و بعضى تصميم به مهاجرت گرفتند .
مهاجرت به چين و هند
به حكايت سالنامههاى چين عدّهيى از ايرانيان مهاجر در شهر كانتن مستقر شدند و گروه ديگرى از ايرانيان رهسپار ديار هند شدند . شرح اين مهاجرت در داستان منظومى به نام قصّهسنجان ذكر شده است و سرايندهء آن ايرانى پاكنهادى است به نام بهمن كيقباد ؛ اكنون بيتى چند از اين منظومه دلنشين را ذكر مىكنيم :
مقام و جاى و باغ و كاخ و ايوان * همه بگذاشتند از بهر دينشان
به كوهستان همى ماندند صد سال * چه ايشان را بدينگونه شده حال
پس از چندى در اثر مزاحمت دائمى ، از راه دريا به سوى هندوستان رفتند :
زن و فرزند در كشتى نهادند * به سوى هند ، كشتى تيز راندند
و سرانجام پس از تحمّل مشكلات گوناگون به سنجان رسيدند :
چنين حكم قضا شد هم از اين پس * سوى سنجان رسيدند آن همه كس
پس از گفتگوى نماينده ايرانيان با راجهء محّل ، موافقت شد زمينى سراسر جنگل به مهاجران ايرانى اعطا كند . ايرانيان با همّت و پشتكار اين سرزمين را آبادان كردند و سنجان نام نهادند و پارسيان پس از سيصد سال اقامت در اين خطّه به شهرهاى ديگر گجرات روانه شدند و پارسيان امروز هندوستان از بازماندگان آن گروهند .
گروه ديگرى از ايرانيان كه با حفظ آئين مزديسنا در ميهن خويش باقى ماندند ،