به مسجد دو درهم مىپرداختند . . . بارتولد در صفحات بعد از قول مسعودى مىنويسد :
« در قرن چهارم هجرى « تغزغزان » پيرو مانويّت بودند ولى گفتهء او با ديگر اخبار سازگار نيست ، ابن فقيه مىگويد كه بيشتر تركان زنديق بودند . ابو ريحان بيرونى بخش اعظم تركان شرقى ، چينيان و تبّتيان و عدهيى از هندوان را مانوى مىشمارد و محتملا سخنان مسعودى را بايد به اين معنى درك كرد كه مانويت فقط در ميان مردم اسكان يافتهء تركستان شرقى ( كه تابع تغزغزان بودند ) و بالطّبع از ديگر غزان تحصيل كردهتر بودند ، به پيشرفت كامل نايل شده بوده است .
بطور كلى هر بار كه صحرانشينان دين جديدى را مىپذيرفتند ، هميشه بخش اعظم تشريفات و رسوم و معتقدات پيشين « شمنى » خويش را هم حفظ مىكردند ، از سخنان تميم بن بحر المطّوعى جهانگرد عرب چنين برمىآيد كه فقط در پايتخت تغزغزان اكثريت با مانويان بوده است ، و در ديگر بخشهاى آن سرزمين عدّه زرتشتيان بيشتر بوده است . مانويان اويغور ، كيش خويش را حتى در چين هم رواج دادند و بدين سبب فرض اينكه در ميان اقوام نزديك و خويشاوند خود به تبليغ نمىپرداختند ، دشوار است . » « 1 »
نكتهيى كه ذكر آن بى مورد نيست اينكه چينيان و « كيدانيان » بر خلاف اعراب كه عقايد و نظريات خود را با جنگ و اخذ جزيه اشاعه مىدادند - از همه اديان و عقايد - بطور يكسان حمايت مىكردند تا جايى كه مورخان اسلامى ، عدالت گورخانان را مىستودند . . . در نتيجه مسلمانان تسلط و برترى خويش را از دست دادند و پيروان ديگر اديان توانستند عقايد و نظريات خود را اظهار و تبليغ نمايند . به همين سبب مسيحيت نيز توانست ، آزادانهتر از عهد فراختائيان توسعه و انتشار يابد » . « 2 » ولى اعراب براى تبليغ و گسترش اسلام از روش و سياست ديگرى پيروى مىكردند .
دشمنى بنى اميّه با دين حنيف اسلام
چنان كه قبلا اشاره كرديم پس از سپرى شدن عهد خلفاى راشدين ، در عهد
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 214 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 205 .