تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
پرداخت و تا هند رفت و رازى بزرگترين پزشك زمان را ملاقات كرد و به وسيلهء وى با فلسفهء يونان آشنا شد و گويا با رؤساى قرامطه نيز ارتباط حاصل كرد . و در 908 پس از دومين سفر مكه ، به بغداد مراجعت كرد . عقيده وى راجع به جذبه و رياضت كه بالنتيجه ارادهء مخلوق را تابع اراده خالق مىكند ، بطورى كه گفتار و كردار وى مظهر گفتار و كردار خداست و تعبد و الزام را از احكام و قوانين برمىدارد ، سبب جلب مريدان زيادى شد . اين نظريه ، عقايد عمومى را كه خود سست شده بود بيش از پيش متزلزل كرد و از طرف متشرعين و روحانيان مورد اتّهام و تعقيب قرار گرفت ؛ حلاج 8 سال به رنج زندان مبتلا شد . . . » « 1 » .

يگانگى و اتحاد در عالم تصوف

« در امر اتحاد تجربهء صوفى با هرگونه تجربهء ديگر فرق دارد ؛ تجربهء حسى و تجربه عقلى نياز به دو چيز دارد : يكى تجربه‌كننده و ديگرى موضوع تجربه ؛ و اين موضوع خارج از حيطه وجدان و جدا از آن است . ولى در تجربهء صوفى ، موضوع تجربه چنان آشكار مىشود كه گويى از اعماق وجود جارى مىگردد و موضوع تجربه و تجربه‌كننده به‌صورت واحد درمىآيد ، چنان كه حلاج بيضاوى گويد :
انا من اهوى و من اهوى انا * نحن روحان حللنا بدنا
و ابن فارض گويد :
مازلت ايّاها و ايّاى لم تزل * و لا فرق بل ذاتى لذاتى احبّت
و جلال الدين رومى ، مقصود و منظور حلّاج و ابن فارض را به شعر فارسى درآورده است .
در اصل يكى بُده‌ست جان من و تو * پيداى من و تو ، نهان من و تو حالى باشد ، بگويم ، آنِ من و تو * برخاست من و تو از ميان من تو
و نيز گويد :
نى من منم و نه تو تويى ، نى تو منى * هم من منم و هم تو تويى ، هم تو منى من با تو چنانم اى نگارِ خُتنى * كاندر غلطم كه من توام يا تو منى . » « 2 »
هامش
( 1 ) . تاريخ ملل و دول اسلامى ، ترجمه دكتر جزايرى ، ص 205 . ( 2 ) . حنّا الفاخورى - خليل الجرّ ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء آيتى ، ص 241 .
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 317 | مرتضى راوندى