آن دارند ، آن هم بوسيلهء كامل كردن مشاعر روحى و پاك كردن ضمير . . . بعضى از مستشرقين گفتهاند كه صوفيان دكانى مقابل دين اسلام ساختهاند » « 1 » .
گفتارى چند از خداوندان تصوف
سى سال از خدا غايب بودم و اين در اثر ذكر او بود و چون از ذكر او جدا ماندم ، او را در هرحال يافتم مثل اينكه او من است . ( از ابو نعيم الاولياء ، جلد دهم ص 35 . )
پس از خدائى بخدائى متوجه شدم ، يا از خدائى به سمت خدائى ديگر رفتم ، تا از خود خوانده شدم و در خود شنيدم تو منى ( انت انا ) « 2 » .
« صوفيه عقيده دارند كه آنها از خود خدا مستقيما ملهم مىباشند يا ادراك مىنمايند ؛ ابو يزيد بسطامى به علماى زمان خود مىگويد : شما علمتان را از مردهاى بعد از مردهاى مىگيريد و حال آنكه ما علم خود را از حيا لا يموت اخذ مىكنيم . . . » « 3 » .
تاريخ پيدايش تصوف
به نظر مجتبى مينوى : « به مجردى كه خلافت به آل اميه رسيد مشهود مسلمانان گرديد كه رفتار خلفاى اموى با رفتار چهار خليفهء اول ، تفاوت كلى دارد ، و احكام شريعت بر خلاف عصر پيغمبر و جانشينان اوليهء او مجرى و متبع نيست ، خلافت بدل به پادشاهى شده است و حكومت به صورت جبّارى درآمده است و قدرت دنيايى بدست صاحبان ثروت دنيايى افتاده است و برادرى مسلمين و عدالت اسلامى در كار زايل شدن است . تكليف مردمى كه اوضاع و احوال را منافى متابعت راه راست مىدانند چيست ؟ يكى از چهار : يا اينكه آنها هم همرنگ ارباب قدرت و ثروت شوند و از نعمت آن نصيبى ببرند و به جاه و مال و مقامى برسند ، يا اينكه با جماعت و يا صاحبان اقتدار بجنگند و چنان كه غالبا اتفاق مىافتد مغلوب و مقهور شوند ، يا اينكه خود را به جنون و كمعقلى بزنند و مسخرگى پيشه كنند ، و يا اينكه جماعت و ارباب قدرت را به حال خود گذاشته از ايشان كنارهگيرى كنند و به شغل و فكر خود مشغول شوند .
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 88 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 22 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 27 .