تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
« به شما مىگويم از بهر جان خود انديشه مكنيد ، كه چه خوريد يا چه آشاميد و نه براى بدن خود كه چه پوشيد ، آيا جان از خوراك و بدن از پوشاك مهمتر نيست ؟ مرغان هوا را نظر كنيد ، كه نه مىكارند و نه مىدروند و نه در انبارها ذخيره مىكنند . . . » . قبل از اسلام ، مسيحيت در جزيرة العرب شناخته شده بود ، قرآن نيز به راهبان جهانگرد مسيحى اشاره كرده و آنها را به مناسبت پرهيزكارى و حمد و سپاس خدا و امر به معروف و نهى از منكر ستوده است .
« التَّائِبُونَ الْعابِدُونَ الْحامِدُونَ السَّائِحُونَ الرَّاكِعُونَ السَّاجِدُونَ الْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّاهُونَ عَنِ الْمُنْكَرِ »
( سورهء توبه ، آيهء 112 ) . « و نيز از زنان اين قوم براى زنان پرهيزكار مسلمان سرمشقى قرار داده است » « 1 » . در كتب صوفيه اخبار بسيارى از مسيح روايت شده ، در « قوت القلوب » ابو طالب مكى آمده است : « روايت شده كه مسيح بر طايفه‌يى از عباد گذشت كه از عبادت سوخته شده بودند ، مسيح پرسيد : شما چه كسانيد ؟ گفتند : ما عابدانيم ، پرسيد : به چه سبب عبادت مىكنيد ؟ گفتند : از خوف آتش ، ما از آتش مىترسيم ! گفت : « بر خداست كه شما را از آنچه مىترسيد ايمن گرداند » - پس از آنجا گذشت و به گروه ديگر رسيد با عبادت بيشتر ، پرسيد : به چه سبب عبادت مىكنيد ؟ گفتند : « به شوق بهشت و دست يافتن به آنچه خدا براى دوستان خود آماده ساخته ! » مسيح گفت : « بر خداست كه آنچه را كه اميد مىداريد به شما عطا كند . » پس ، از آنان گذشت و به گروه ديگر از عابدان رسيد و گفت : شما چه كسانيد ؟ گفتند : عاشقان خدا و اگر او را مىپرستيم به خاطر بيم از آتش او يا شوق به بهشت او نيست ، بلكه بخاطر دوستى او و تعظيم در برابر اوست . گفت : « شما اولياء خداوند هستيد ، و من مأمورم كه در ميان شما بمانم » پس در ميان آنها ماند . » « 2 » غزالى به قول انجيل استشهاد مىكند ، كه « چون تصدّق دهى ، چنان ده كه دست چپت نداند كه دست راستت چه كرده است ، زيرا آنكه به خفيّات آگاه است به آشكار ، تو را پاداش دهد و چون روزه گرفتى ، صورت خود بشوى و موى خود را به روغن
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 251 . ( 2 ) . همان كتاب ، ص 252 .