آنكه از اين گونه اقوال آثار دعوى و خودپسندى مشهود است ، صوفيهء معتدل ، از تكلم و تفوّه به اين اقوال اجتناب مىكنند » « 1 » .
اكنون به ذكر گزيدهيى از اقوال و معتقدات صوفيه مىپردازيم :
ابو الحسن خرقانى مىگويد : « نمىگويم بهشت و دوزخ موجود نيستند ولى مىگويم نزد من ارزشى ندارند ، زيرا خداوند آنها را خلق فرموده ؛ هرجا كه من هستم براى مخلوق مكان و منزلتى نيست . » از اينجاست كه جميع اشكال اديان متساويند . . . ابن عربى اينطور مىبيند و مىگويد آنها كه خدا را در شمس ( خورشيد ) عبادت مىكنند ، شمس را مىبينند - آنها كه در بين زندگان عبادتش مىكنند زندگانى را مىبينند و آنان كه در جمادات عبادتش مىكنند ، جماد مىبينند ، و آنان كه او را در شكل و وجود صمدانى كه چيزى مثل او نيست عبادت مىنمايند ، چيزى را مىبينند كه مثل و مانند ندارد پس به هيچ عقيده خود را بتمامه بند مكن . . . كه اگر خود را بند ساختى ، نهفقط خير كثيرى را از دست دادهيى ، بلكه نمىتوانى حق را آشكارا در اعمال و افكار خود بيابى ، و خدا ، در هر زمان و مكان موجود و بر هر چيزى قادر است ، محدود در هيچ عقيدتى نمىشود چه خود مىگويد :
فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ
( سورهء بقره آيهء 115 ) « 2 » . « هر كس معتقد خود را تمجيد مىكند پس خداى او مخلوق خود اوست و تمجيد او تمجيد نفس خود مىباشد و بدين جهت سايرين را عيبجويى مىكند ، كه چون انصاف دهد خواهد ديد عيبجوئى او مبتنى بر « جهل » اوست و اگر قول جنيد را بفهمد كه مىگويد : « رنگ آب همان رنگ ظرف اوست » ، هرگز دخالت در عقايد مردم نمىكند و خدا را در هر معتقدى مىيابد ، حافظ كه صوفى متفكر آزادانديشى است مىگويد كه عشق آنست كه پردهء خودستائى از صورتت برگيرد كه بالاى ديوارهاى دير يا هرجا كه آتش مقدس مىدرخشد ، همهجا يكى است « همهجا خانهء عشقست چه مسجد چه كنشت » . . .
در اكثر موارد تصوّف مؤيّد آزادى فكر است . » « 3 » . . . « صوفيان بدون شك عمل ذيقيمتى براى اسلام انجام دادهاند ، فقط قشرهاى دين را نپذيرفته و اصرار براى تحصيل مغز
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد دوّم ، ص 1473 .
( 2 ) . اسلام و تصوف ، نيكلسون ، ترجمهء محمد حسين مدرسى نهاوندى ، ص 83 .
( 3 ) . همان ، ص 84 .