تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
اصلاح المنطق نيز به دليل تشيع كشته شد . ليكن شيعيان نيز از وجود خلفاى هم‌عقيده بىنصيب نماندند . مثلا معتضد تصميم داشت ، بخشنامه‌يى متضمّن ستايش على ( ع ) و نكوهش معاويه منتشر كند ؛ ولى چون قيامهاى زيديان ، ممالك اسلامى را فراگرفته بود و آن منشور ، موجب تشويق مردم و يارى آنان مىشد ، از آن كار خوددارى كرد ؛ ولى در هرحال حكومت عباسى متزلزل بود ، چنان كه در سال 334 آل بويه وارد بغداد شدند و سررشتهء كارها را به دست گرفتند و با حكومت آنان بخت شيعه بار ديگر بلندى گرفت و سرانجام آل بويه از زيديگرى به 12 امامى گرائيدند . » « 1 » دايرة المعارف بريتانا تصوف را چنين تعريف كرده است : « تعريف تصوف به عنوان يكى از مراحل انديشه ، يا دركى در « درون » دشوار است . ظاهرا تصوف يعنى : كوشش عقل انسانى براى درك حقايق و لذت رسيدن به خدا . اما قسمت اول اين تعريف ، جنبهء فلسفى تصوف است و قسمت دوم تعريف دينى آن ، كوشش نخستين نظرى و تأمّلى است و كوشش دوم عملى . جنبهء عملى تصوف قبل از جنبهء فلسفى آن پديد آمد . متصوف راه خود را هميشه با مجاهده و رياضت آغاز مىكند ، نه با تأمل و انديشه ، از اين‌رو « قلب » در نظر صوفيه از « عقل » مهمتر است ، بلكه مىتوان گفت كه « قلب همه چيز است » ، از اين‌رو آن را « عرش رحمان » خوانده‌اند ، از اين جهت بايد گفت ، تصوف جنبه « عاطفى » دارد و مذهب صوفيه از باب « دل » است نه از باب « انديشه » ؛ وقتى قلب براى معرفت بهترين وسيله باشد ، عشق به منزلهء كليد آن است . » « 2 »

تصوف و مسيحيت

انجيل و مسيحيت در تصوف اسلامى تأثيرى عميق و ريشه‌دار باقى گذاشت . از خصوصيات دين مسيح توكل مطلق به خدا و اعتقاد نامحدود به عنايت اوست ، در انجيل متّى ( 6 : 25 - 26 ) چنين آمده است :
هامش
( 1 ) . همان كتاب ، ص 40 به بعد . ( 2 ) . حنا الفاخورى ، خليل الجرّ ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء عبد الحميد آيتى ، ص 297 .