قرآن دلايلى اقامه كردهاند :
« هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ . »
( سورهء حديد ، آيهء 3 ) .
« وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ . »
( سورهء بقره ، آيهء 115 ) .
« مشرق و مغرب هر دو ملك خداست پس به هر طرف روى كنيد به سوى خدا روى آوردهايد . »
و نيز براى وحدت اديان با وجود تعدد مظاهر آن مأخذى يافتهاند :
« لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً وَ لَوْ شاءَ اللَّهُ لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً »
( سورهء مائده ، آيهء 48 ) « 1 » « ما بر هر قومى شريعتى و راهى مقرر داشتيم و اگر خدا مىخواست همه را يك امت مىگردانيد . . . »
در سيرهء رسول نيز مىبينيم از او روايت شده كه فرمود : « بهترين شما كسى نيست كه دنيا را براى آخرت و يا آخرت را براى دنيا ترك كند ، بهترين شما كسى است كه هم نصيب خويش از دنيا برگيرد و هم ذخيرهء راه آخرت فراهم سازد . » از تجرّد نيز نهى فرمود و به مردى كه مىخواست تجرّد اختيار كند گفت : « بنابراين تو از اخوان الشيطان هستى . اگر از راهبان نصارى هستى به ايشان پيوند و اگر از ما هستى بدان كه سنّت ، نكاح است . » و نيز فرموده است « كسى كه غذا مىخورد و شكر مىگويد ، از زاهد روزهدار بهتر است . » و نيز از او روايت شده كه گفت : « از دنياى شما دو چيز را دوست دارم : زنان و بوى خوش را ، و روشنى چشم من نماز است . . . » .
حضرت ، مردم را به عبادت و تقوا و اداى حقوق خداوند ترغيب مىكرد ، ولى هرگز از لذايذ مشروع دنيا نهى نكرده و خود را از آنها محروم نساخته است « 2 » . با اينكه در قرآن جمعآورى طلا و نقره منع شده است مىبينيم بسيارى از سران عالم اسلام از سنت على ( ع ) و از روش ابو بكر پيروى نكردند و به حطام دنيا روى آوردند ، از جمله زبير بن عوام قريشى كه از عشرهء مبشّره است ( يعنى آنان كه پيغمبر به آنان بشارت بهشت داده بود ) چون از دنيا رفت املاكى بر جاى گذاشت كه بهايش 35 ميليون درهم بود . صحابهيى ديگر از عشرهء مبشره طلحة بن عبيد اللّه بود كه او نيز غير از املاكى به مبلغ 30 هزار درهم ، صد كيسهء چرمى كه هريك حاوى سه قنطار طلا
هامش
( 1 ) . حنّا الفاخورى - خليل الجرّ ، تاريخ فلسفه در جهان اسلامى ، ترجمهء عبد الحميد آيتى ، ص 245 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 246 .