تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 301

مساهمون:

ص٣٠١

فرقه‌هاى گوناگون صوفيان

تصوف در آغاز امر مذهب و راه و رسمى ساده و بىتكلف بود ؛ ولى با گذشت زمان تحت تأثير عوامل اجتماعى ، سياسى و اقتصادى ، فرقه‌هاى گوناگونى در عالم تصوّف ظهور كردند و هريك آراء و نظرياتى ابراز كردند ؛ عده‌يى گفتند بين ظاهر و باطن دين اختلاف است و حقيقت با شريعت يكى نيست . « براى حل مشكل لازم آمد تا قرآن تأويل شور و بر سر تأويل بين عالمان دين و صوفيان اختلاف افتاد : مثلا در قرآن كريم است كه
الَّذِي أَنْطَقَ كُلَّ شَيْءٍ
( سورهء سجده ، آيهء 92 ) و يا
وَ إِنْ مِنْ شَيْءٍ إِلَّا يُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لكِنْ لا تَفْقَهُونَ تَسْبِيحَهُمْ
( سورهء اسرى ، آيهء 46 ) كه به ظاهر سخن ، لازم است كه جمادات را نيز حيات و نطق باشد و سخن گفتن به زبان نيست بلكه وجود اشياء ، خود تسبيح‌گوى خداوند و شاهد يكتائى اوست - پس فرقه‌اى گفتند كه اين تسبيح به زبان حال است و فريقى باب تأويل را بستند و آن را ممنوع دانستند ؛ احمد بن حنبل در اين كار ، پا بالا گذاشت و تأويل را به كلى منع كرد ؛ او و اصحابش برآنند كه خطابات به حرف و صوتست ؛ غزالى مىگويد ابن حنبل تاويل را ممنوع كرد تا باب تأويل و خروج امر از ضابطه ، مفتوح نگردد . بعضى گفتند كه شرع ، راه بهشت است و تصوف راه خداوند ، و گفتند از علم شريعت بايد به علم حقيقت روى آورد . بارى صوفيان بسيارى از احكام را تأويل كردند و بين عالمى كه حلال از حرام بازشناسد با عالمى كه توحيد و معرفت كردگار را بداند تفاوت گذاشتند . صوفيان ، كه خداى را كمال مطلق و محبت مطلق مىدانستند ، گفتند كه اهل باطن دين را با عنبر روحانى معطر مىسازند و تصوف جاى خالى دل مسلمانان را از