در ضمن اين تكامل پيدا شده است . . . در مواردى كه شرايط زمانى و مكانى تحقير استدلال و منطق را ايجاب مىنمود و بشر و جامعه در خود ضعف و عجز احساس مىكرده است ، اين عقيده شيوع كامل پيدا كرده است . . . » « 1 » .
والتر ليپمن نويسندهى آمريكائى مىگويد : « مسيحيت و بعضى ديگر از مذاهب به پيروان خود اندرز مىدهند كه در مقابل خطاكاران و گناهكاران مقاومت ننموده ، فقر را ننگ ندانسته و از تمايلات شهوانى برحذر باشند ، اما اين مسأله كاملا آشكار است كه اگر بشر بخواهد در مقابل كسانى كه مرتكب گناه مىشوند سكوت نموده و بىاعتنائى پيشه كند ، و اين روش را بطور مداوم ادامه دهد ، دنيا گرفتار نهب و غارت خواهد شد ؛ اگر بشر دنبال جمع مال و كسب نرود و با فقر بسازد ، دنيا در كثافت و ظلمت غوطهور خواهد شد ؛ اگر در تمام دنيا مردم شيوهء تجرّد را پيشه كنند ، نسل بشريت از بين خواهد رفت . بدين ترتيب ديده مىشود كه تعاليم روحانى بعضى اديان مختلف را نمىتوان به عنوان قوانينى در زندگى بشر به كار برد . . . » « 2 » .
خوشبختانه اسلام بشريّت را به اعتدال و ميانهروى و كار و كوشش دعوت مىكند و از رهبانيّت و درويشى و عدم توجه به امور مادى و معيشتى برحذر مىدارد « 3 » .
هامش
( 1 ) . عرفان و اصول مادى ، دكتر تقى ارانى ، ص 3 .
( 2 ) . فلسفهء اجتماع ، اثر والتر ليپمن ، ترجمهء فخر داعى ، 257 .
( 3 ) . لا رهبانيّة فى الاسلام .