تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
كه در سر راه خود داشت روز به روز به شمارهء پيروانش افزوده مىشد ، فرتوناتوس از پيروان مانى ، در چند جلسه با سنت اگوستين در پيرامون صحّت راه و رسم مانيگرى سخن مىگويد و سنت اگوستين بر بطلان عقايد او و صحّت مبانى مسيحيّت دليل مىآورد - در سال 1028 پاپ اينوسان سوم به جهان مسيحيّت اعلام خطر كرد و از عواقب گسترش آيين بدعت‌گذاران كاتار ( پيروان مانى ) سخن گفت . در نتيجه ، جنگ و جهاد با مردم آلبى يا كاتارها سالها طول كشيد تا سرانجام در سال 1344 ميلادى دژ من سگور « 1 » آخرين پناهگاه اين فرقهء بىآزار بدست دشمن متعصب افتاد ، 210 تن از پيروان آيين كاتار را بىرحمانه بر فراز تلّى از هيمه ، چون شمع سوزاندند و آنان بدون اينكه راه تقيّه و كتمان پيش گيرند شجاعانه از مرگ استقبال كردند . با مرگ اين گروه ناقوس فناى تمدنى بس درخشان در جنوب فرانسه به نوا درآمد . در جريان قرن يازدهم تا سيزدهم ميلادى ، دادگاههاى تفتيش عقايد هرجا فردى از افراد كاتارى مىيافتند بىدرنگ به دست آتش مىسپردند .

نظريّات كاتارها

كاتارها ، جهان مادى را ساختهء خدا نمىدانستند بلكه مىگفتند « جهان ما پر از شر و پليدى است و سازنده و آفرينندهء آن شيطان است . روح آدمى اسير زندان تن است ( كه شيطان آن را آفريده است ) و روح انسان مولود خدا و ساختهء اوست و مىتواند به رهايى و آزادى بشر از پليديها كمك كند . » « 2 » كاتارها از بركت اخلاق خوب و روش توأم با مدارايى كه داشتند مورد محبت و علاقهء اكثريت مردم بودند - نه‌تنها نجبا و اشراف ، بلكه بورژواها ، تجار ، پيشه‌وران و كشاورزان به حمايت آنان برخاستند و جمعى از آنان به آيين كاتارى پيوستند ، دهقانان نسبت به كاتارها بسيار مشفق بودند و كاملان شكنجه شده را احترام مىكردند و پناه و غذا مىدادند و در صورت لزوم پنهان و مخفى مىكردند - جالب توجه است كه كاتارها اهل سعى و عمل بودند . بسيارى از مبلّغان كاتار از راه بافندگى و نساجى امرار معاش مىكردند و در حقيقت رابطه‌يى ناگسستنى بين زندقهء كاتارى و حرفهء بافندگى بود . از 1209 تا
هامش
( 1 ) .Mount Segur .( 2 ) . همان كتاب ، ص 115 . ( به اختصار ) .