تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 289

مساهمون:

ص٢٨٩
و بيان سيستم فكرى و مذهبى مانى فوق العاده عجيب و دشوار و در مواردى متناقض و غير قابل درك است ؛ مخصوصا موقعى كه وى از ده آسمان و هشت زمين و هفت ستون و سه چرخ و ديوهاى دريا و قسمتهاى آسمان سخن مىگويد و ضخامت هر فلك را ده هزار فرسنگ مىخواند ، درك و توجيه مطلب بسى دشوار مىشود . اساس دين مانى بر دو اصل خير و شر و نور و ظلمت و سه دور ، يعنى ماضى و حال و استقبال ، مبتنى است . منشأ كل وجود يا خداى بزرگ دوتاست كه يكى را نور و ديگرى را ظلمت مىناميم . قبل از حدوث خلقت اين دو اصل مجزا و مستقل از يكديگر وجود داشته است : مقرّ نور در بالا و مقرّ ظلمت در پائين بود ؛ در قلمرو نور نظم و آرامش و صلح و سعادت حاكم بود ، در حالى كه در منطقهء ظلمت اغتشاش و ظلم و كثافت فرمانروايى داشت ؛ مانى اولى را درخت حيات و دومى را درخت مرگ ناميده است ( شبيه شجرهء طيبه و شجرهء خبيثه در قرآن ) « 1 » . حكمت عملى مانويان مبتنى است بر خويشتن‌دارى ، كه از آن به 7 مهر ( به ضم ميم ) تعبير مىشود ؛ از جمله مراد از مهر دهان احتراز از گفتار بد و كفرآميز و مهر دست خوددارى از اعمال زشت و مهر دل خوددارى از شهوات و آرزوهاى پليد است . اين مهرها و ممنوعيّتها براى عامهء مؤمنان و گروه برگزيدگان مفهوم واحدى نداشت ؛ برگزيدگان محروميتهاى بيشترى را تحمل مىكردند و از خوردن گوشت و آزار رسانيدن به ذرات نور و خوردن شراب و اختيار زن خوددارى مىورزيدند . دادن زكات و روزه گرفتن و نمازگزاردن تكليف عمومى بود ؛ در 24 ساعت چهار نوبت نماز مىخواندند ، پيش از شروع نماز با آب وضو مىگرفتند و در صورت فقدان آب با خاك و چيزهاى ديگر تيمم مىكردند . در نماز دوازده بار به سجده مىافتادند و صدقه دادن واجب بود . صوفيان اصيل نيز مانند مانويان براى درك حقايق و كشف اسرار از مجاهده و رياضت روگردان نبودند .
هامش
( 1 ) . حسن تقىزاده ، مانى و دين او ، ص 37 .