جنبش حروفيّه در ايران
« جنبش دراويش حروفى را بايد جزء رشته جنبشهاى انقلابى دراويش مانند سربداريّه ، مرعشيّه ، بكتاشيّه و نظاير آن دانست كه در نقاط مختلف ايران و تركيهء امروزى پديد شده است ، و از جنبشهاى پيكار جو و مثبت صوفيان و درويشان است .
جنبش حروفى از زمان ميرانشاه ولد امير تيمور گوركان در نيمهء دوّم قرن هشتم هجرى آغاز مىشود و در زمان شاهرخ ميرزا با كشتار هواداران آن در نيمهء اوّل قرن نهم خاتمه مىيابد و لذا اين جنبش را مىتوان به دو دوره مجزا از يكديگر تقسيم كرد و ما مىكوشيم اطّلاعاتى را كه دربارهء اين دو دورهء جنبش گرد آوردهايم ، هرچه جامعتر به دست دهيم .
الف - حروفيّه در دوران ميرانشاه :
دربارهء جريان اين جنبش در « مزارات تبريز » كه آقاى دكتر صادقكيا در مجلّهء دانشكدهء ادبيّات بخشهايى از آن را نقل كردهاند اطلاعات جالبى مىبينيم . جريان اين است كه شخصى به نام مولانا فضل اللّه نعيمى استرآبادى حروفى بنيادگذار اين فرقه است ، فضل اللّه استرآبادى از ميان انواع علوم صوفيّه ، به « علم حروف » توجه خاصّى كرد و آن را وسيلهء كشف و كرامات براى خود قرار داد ، مولانا فضل اللّه نعيمى شاگرد پير سيّد نسيمى بيضاوى شاعر بود و در دوران ميرانشاه ولد امير تيمور گوركان مىزيست . در مزارات تبريز دربارهء فرقه حروفيّه آمده است : « اين طبقه مشهور به اباحت و تزند قند و در آن زمان با پادشاه خيلى اختلاط داشتهاند ، مردم به اين قوم بسيار گرويده بودند ، آخر علما هجوم كرده فتواها نوشتند كه شرعا خون اين قوم را بايد ريخت و اگر پادشاه احتمال كند ، دفع پادشاه نيز غرض است ، مولانا نجم الدّين اسكويى كه از گزيدهء علماست در نوشتن فتوى به قتل اين جماعت ملاحظه نموده نداد ، پادشاه معتقد به فتواى وى بود ، گويند در آن زمان مجذوبى بود در كوه سرخاب كه هرگز به شهر عبور نمىكرد ، در خلال اين حال روزى مجذوب در كمال حدّت به شهر آمد و به خانهء مولانا نجم الدّين رفت و از روى عتاب تمام گفت كه حضرت رسالت پناهى ( صلعم ) امشب به واقعهء من آمد و فرمود كه برو