تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
فضل اللّه را نزد پدر خونخوار خود فرستاد ولى او جسد وى را طلب كرد و در سال 804 پيكر بىجان رئيس فرقه را در آتش سوخت و به اين ترتيب به قول حاجى خليفه ، سيّد جلال الدّين فضل اللّه استرآبادى در سال 804 به تيغ دين كشته شد . با اين حال تعداد پيروان فرقهء حروفيّه در دوران قدرت جهانشاه رو به فزونى نهادند ، و عده‌يى به آئين جديد گرويدند . رهبر آنان مولانا يوسف و دختر ميرزا فضل اللّه نعيمى بود كه با علاقهء فراوان به تبليغ عقايد خود مىپرداختند . با اينكه اين جماعت معروف به اباحت بودند ، مولانا نجم الدّين اسكويى ، كه مردى پرهيزكار بود ، حكم به قتل آنان نداد ولى سرانجام او را به اين كار واداشتند و قريب پانصد تن از اين جماعت و ياران و دوستان ايشان را كشتند و سوختند ، از آن جمله دختر مولانا فضل اللّه نعيمى كه زنى شجاع و شاعر بود ، كشته شد . اين رباعى ازوست :
در مَسلَخِ عشق جُز نكو را نكشند * لاغرصفتانِ زشت‌خو را نكشند گر عاشق صادقى ز كُشتن مگريز * مُردار بُوَد هر آنكه او را نكشند

اصول عقايد حروفيّه

« اصول عقايد حروفيّه در كتابى به نام « محرّم‌نامه » كه در سال 828 ه . تأليف گرديده ، مسطور است . آنان ، عالم را قديم مىدانند و آن از دوران ازلى سرمدى همواره در حركت مىباشد ، تغييراتى كه در عالم مشاهده مىشود معلول همان حركت است ، تبديل اوضاع جهان به طور ادوارى نمودار مىگردد ، هر دورى را آغازى و انجامى است كه به مظاهر مشابه به يكديگر ظاهر مىشوند ، ظهور آدم در ابتدا ، قيامت در انجام ، تكرار مىشود ؛ خداوند متعال در شخص انسان متجلّى مىشود و خصوصا در صورت او ، زيرا « خلق اللّه آدم على صورته » اين مظاهر الهى در صور متواليّهء انبياء و بالاخره به‌صورت الوهيّت ظهور مىكند ، محمّد بن عبد اللّه ( ص ) آخرين و خاتم پيغمبران بوده و بعد از او نوبت به اولياء مىرسد كه عبارتند از على بن ابيطالب ( ع ) تا حسن عسگرى ( ع ) امام يازدهمين و فضل اللّه استرآبادى ، خود خاتم الاولياء و آخرين آن مظاهر است و ليكن خود را سرآغاز دورهء جديد و مظهر الوهيّت مىداند . . . انسان بر ساير موجودات به قوّهء ناطقه ( كلمه ) امتياز دارد و آن را به وسيلهء 28 حرف الفبا به تحرير مىآورد . براى حساب جمل كه از
تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 278 | مرتضى راوندى