شده است - ديو لافوا فرانسوى آن را بزرگترين و جالبترين بناهائى شمره است كه پس از استيلاى عرب در ايران بنا شده است . » « 1 » اولجايتو بزرگترى علّامهء شيعى عهد ، حسن فرزند يوسف حلّى را از عراق عرب به سلطانيّه آورد و وى را به تدريس در مدرسهء شاهى گماشت ؛ ابن بطوطه جهانگرد نامدار مغربى كه در همين عهد از ايران ديدن كرده است در سفرنامه مىنگارد كه چگونه پادشاه مغولى ايران به اشاره و تشويق علّامهء حلى بر بخشهاى مختلف كشور و از آن جمله عراق و فارس و آذربايجان و اصفهان و كرمان و خراسان ، قاصدان ويژه فرستاد و از مردم خواستار پيروى از آراء و عقايد اماميان گرديد و چهسان مردم ايران بهويژه ساكنان اصفهان و شيراز پافشارى ورزيده و قاصدان ايلخان را با تهديد به بازگشت نزد ولىنعمت خود مجبور كردند . از نوشتههاى ابن بطوطه پيداست كه اكثريت مردم ايران در نيمهء اوّل سدهء هشتم هجرى اهل سنّت بودند و از كيش شافعى پيروى مىكردند . . . » و به شهرياران و زورمندان عصر اجازه نمىدادند كه در معتقدات مذهبى و امور شخصى و وجدانى آنان مداخله و امر و نهى نمايند . در اين دوران مراكز شيعىنشين جهان اسلام به بحرين ، لحسا ، شهر قطيف و كوفه منحصر بود . . . همين نكتهها را جغرافيادانى بزرگ و موشكاف چون حمد اللّه مستوفى كه در حدود 740 ه ق در سراسر ايران سفر كرده است ، تأييد مىكند . گرايش سلطان محمّد خدابنده به گسترش آراى شيعهء امامى در سراسر ايران ، كمابيش به دوران صد سالهء تقيّهء اماميان پايان داد . ميان طبرستان كه از ديرباز پناهگاه امنى براى اماميان بود و مراكزى چون مشهد و قم كه كوچنشين عربان شيعى كيش كوفه بود ، مناسبات آشكارى برقرار گرديد . عقايد شيعى كه ترجمان بغضهاى نهفته و آرمانهاى سرخوردهء تودهء رنجبر و مستمند بود ، بر اثر روحيّهء تساهل و مشرب آزادىخواهى فرزندان تيمور به ميان اشراف و حاكمان خودكامه نيز رخنه كرد ؛ عقايد كيش شافعى كه موافق نوشتههاى ابن بطوطه و حمد اللّه مستوفى كيش اكثريت مردم اين عهد و عهد مغول بود ، بيش از معتقدات پيروان ساير كيشهاى سنّت با آراى اماميان همانندى داشت . . . » « 2 » .
پس از آنكه الجايتو درگذشت ، مربيّان و مشاوران ابو سعيد موفّق شدند كه
هامش
( 1 ) . دايرة المعارف فارسى ، جلد دوّم ، ص 2415 .
( 2 ) . تاريخ اجتماعى ، طاهرى ، پيشين ، ص 131 .