اصفهان تا سال 633 باقى بود و در اين سال شافعيّه براى آن كه يكباره از شرّ خصم دينى خود خلاص شوند ، به سپاهيان مغول يعنى اردوى اوگتاى قاآن كه بار ديگر به ايران آمده بودند ، در انجام اين قضيّهء شوم توسّل جستند و با اين حركت سفيهانه ، مغول را كه تا آن تاريخ بر اصفهان مستولى نشده بودند ، به آن شهر كشيدند و خانمان خود را يكسره به باد نيستى دادند . . . ابن ابى الحديد گويد ، مغول . . . در سال 633 اصفهان را در حصار گرفتند و شافعيّه و حنفيّه در همان موقع كه مغول شهر را در محاصره داشتند ، در داخل به جان يكديگر افتادند و جمعى كثير از طرفين به خاك هلاك افتادند ؛ عاقبت شافعيّه دروازههاى شهر را بر مغول گشود ، به اين اميد كه تاتار حسب الوعده ، حنفيّه را قتلعام كنند و از سر خون شافعيّه درگذرند ، ولى مغول در ورود به اصفهان قتلعام را از شافعيّه ابتدا كردند و پس از كشتارى فجيع از ايشان به حنفيّه پرداختند و سايرين را از دم تيغ بىدريغ گذرانيدند ، زنان را به اسيرى گرفتند و شكم آبستنان را شكافتند ، اموال را به غارت بردند و اغنيا را مصادره كردند ، سپس آتش در شهر زدند و اصفهان به تلّى از خاكستر مبدل گرديد . . . » « 1 »
مقدّمات تعصّب شيعيان در تبليغ آئين خود
چنانكه گفتيم چون مغولان پيرو آيين خاصّى نبودند ، ملل تابع را در آراء و نظريّات مذهبى آزادى كامل مىدادند و اين تساهل مذهبى مدّتها ادامه داشت ؛ تا احمد تكودار برادر اباقا خان به آيين اسلام گرديد و غازان خان كه از 694 تا 703 ه ق پادشاهى كرد و جانشين و برادر وى اولجايتو مشهور به سلطان محمّد خدابنده كه مدت 13 سال حكومت كرد ، هر دو به دين اسلام گرويدند . « اولجايتو به تشويق پارهيى از عالمان امامى ، پيرو كيش اماميان گرديد سكّه به نام دوازده امام زده خطبه به نام 12 امام خواند و مسجد باشكوه سلطانيّه را كه يكى از شاهكارهاى معمارى ايرانى شد ، بر سبيل يادبودى از ايمان خويش برپا داشت . اين مسجد با گنبد زيباى آن ، از ابنيهء بسيار معظم اسلامى و داراى تناسب و رموز معمارى بىنظيرى است كه بر اثر لطمات چندين قرن نزديك به انهدام بود كه در سالهاى اخير تا حدى تعمير
هامش
( 1 ) . مجموعهء مقالات اقبال آشتيانى ، به اهتمام دكتر دبير سياقى ، ص 299 به بعد .