چنگيز خان و دين پدران خود بگذاشتيم و به دين عرب رو آورديم كه به چندين قسم منقسم است و اين رسوايى ميان ايشان قائم . . . به دين اسلاف خود مىرويم . و ميان تمامت امرا و خوانين و اصحاب اردوها اين خبر شايع شد ، متنفّر شدند و هركه را از اصحاب عمايم مىديدند ، طنز و افسوس آغاز مىكردند و طباع تمامت اتراك از اين قضيه نفرت گرفت . . . و در مدت 3 ماه در فتور و تذبذب مىبودند . . . » « 1 » .
در نتيجه اختلاف شيعيان با اهل تسنّن ، و تعارض و تباينى كه بين فرق اهل تسنّن وجود داشت ، سلطان و اطرافيان او مدتها در ترديد و دودلى بهسر مىبردند .
سلطان گاه به مذهب شيعه مىگرويد و زمانى در نتيجهء تبليغات دستهء مخالف به يكى از فرق تسنّن متمايل مىشد ؛ سرانجام در حدود سال 709 هجرى اولجايتو مذهب تشيّع را پذيرفت و ياران خود را به قبول مذهب جديد واداشت و فرمان داد كه نام سه خليفهء نخستين را از خطبه بيندازند و به نام على و حسين ( ع ) اختصار كنند ، و در اذان حىّ على خير العمل گويند ؛ به اين ترتيب سلطان محمّد اولجايتو پس از مدّتى ترديد و دودلى ، چون شيعهيى متعصّب بر اريكه سلطنت نشست ، شيعيان او را خدابنده و اهل سنّت وى را خربنده خواندند . خدابنده در اواخر دوران سلطنت دريافت كه چون اكثر رعاياى او اهل سنّت و جماعتاند ، بايد از افراط در تقويّت شيعيان خوددارى كند ، ولى در هرحال توجّه غازان خان و اولجايتو به اهل تشيّع موجب تقويّت و نيرومندى اين جماعت شد و چنان كه ضمن مطالعه در تاريخ سياسى ايران در دوران فترت حكومت ايلخانان ديديم ، قيامهاى ملّى اين دوران نظير قيام سربداران و حكومت سادات مرعشى ، بيشتر رنگ مذهبى داشت و علمداران و اداره كنندگان اين جنبشها شيعيان بودند و . . . صفويان با استفاده از اين زمينهء اجتماعى ، مذهب شيعه را آئين رسمى ايران خواندند . . . « 2 » .
حاصل جنگهاى مذهبى
جنگها و تعصّبات مذهبى گاه كار را به وطنفروشى و خيانت به مملكت مىكشانيد . استاد فقيد اقبال آشتيانى مىنويسد : « . . . نزاع ما بين حنفيّه و شافعيّهء
هامش
( 1 ) . مجمع التّواريخ ، حاشيهء صفحه 50 - 51 .
( 2 ) . مأخوذ از جلد سوّم تاريخ ادبيّات ، دكتر ذبيح اللّه صفا ، از ص 144 به بعد .