پاك در روز يكشنبه به حضور او مىرفتند تا دعايش كنند ، او خود از آن نان مىخورد .
. . . تصوير ويلهلم روبروك ، يكجانبه است ، چه او به زندگى پيروان مذاهب ديگر كمتر اشاره مىكند ، اما به حقّ بايد دانست كه پيروان مذاهب ديگر ، داراى حقوق و آزادىهاى مشابهى بودهاند . . . ناگفته نماند كه اين رفتار مسالمتآميز مخصوص فرمانروايان شمنى و بودايى بود ، زنان مسيحى خانوادهء خان ، و همچنين خانهاى مسلمان ، در زمانهاى بعد ، صميمانه و با جديّت براى ترويج دين خود كوشش مىكردند . . . » « 1 » چنان كه غازان پس از آنكه به دين اسلام روى آورد ، « به مكتب فقه حنفى پيوست ، لذا پيروان اين مكتب را در برابر مكاتب سهگانه تقويّت مىكرد ، امّا اختلاف ميان اين مكاتب چون اهل سنّت و شيعيان عميق نبود . ايلخانان از اين اختلاف نيز مصون نماندند ، غازان مىكوشيد تا حسن نيّت خود را نسبت به شيعيان ثابت كند ، مساجدى بنا نمود و به زيارت مرقد حضرت على ( ع ) و امام حسين ( ع ) رفت و در جلسات قرائت قرآن شركت مىكرد . . . افكار و عقايد شيعيان در پايان فرمانروايى غازان آن اندازه ميان مغولان رواج يافته بود كه در سال 1304 ميلادى ، يكى از شيعيان به نام پير يعقوب باغستانى به لباس مجتهدان شيعه در محافل و مجالس ظاهر مىشد و براى شاهزادهء آلا فرنگ تبليغ مىكرد ؛ غازان پس از درهم شكستن شورش اين شاهزاده فرمان داد تا يعقوب را با وجود لباس روحانيّتش به پرتگاهى افكنند . . . » « 2 » در عصر او معابد بودايى چپاول و ويران شد ؛ الجايتو برادر و جانشين غازان در اين جهت بيشتر پيشروى كرد ، او نخست مسيحى بود ، سپس بودايى شد و سرانجام به اسلام تشرف يافت . نويسندهيى كه كتاب ابو الفرج را ادامه داده است ، علّت اين امر را آن مىداند كه « بزرگان و قاطبهء مغولان در ايران به اين دين ايمان آورده بودند . نحوه بيان نويسنده نشان مىدهد كه وضع در ده سال اخير تا چه حدّ تغيير يافته بود . . . » « 3 » پس از آنكه الجايتو ، در اثر اختلاف اهل تسنّن ، در زمرهء شيعيان و مخالفان اهل سنّت قرار گرفت ، به او توصيه شد كه به مكّه لشكركشى كند و مقابر خلفا ( ابو بكر و عمر ) را ويران كند ، ولى مرگ اولجايتو از تصّادم شديد بين
هامش
( 1 ) . تاريخ مغول ، اثر اشپولر ، ص 206 .
( 2 ) . همان كتاب ، ص 195 .
( 3 ) . همان كتاب ، ص 196 .