تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي ) — صفحة 268

مساهمون:

ص٢٦٨
رسيدند ، چون مسلمانان اعمال خود را مورد تأييد غازان ديدند ، بار ديگر معابد يهودى و مسيحى و مجوس را مورد حمله و تعرّض قرار دادند .

سياست مذهبى غازان خان

به‌طورى كه از تاريخ مبارك غازانى برمىآيد ، غازان خان بعد از قبول اسلام « . . . فرمود تا تمامت اصنام را بشكستند و بتخانه‌ها و آتشكده و ديگر معابد كه شرعا وجود آن در بلاد اسلام جايز نيست ، جمله را خراب گردانيدند و اكثر جماعت بخشيان بت‌پرستان را مسلمان كردند ، و چون حق‌ّتعالى ايشان را توفيق نبخشيده بود ايمان درست نداشتند . . . بعد از مدّتى پادشاه اسلام نفاق ايشان را ادراك كرد و فرمود كه از شما هركس كه مىخواهد با بلاد هند و كشمير و تبّت و ولايت اصلى خود رود ، و آنان كه اين‌جا باشند ، منافقى نكنند و آن‌چه در دل و ضمير ايشان است بر آن باشند . . . اگر بدانم كه آتش‌كده‌ها يا بتخانه‌ها ساخته باشند ، ايشان را بىمحابا غلف شمشير گردانم . . . » . به اين ترتيب تفتيش عقايد و افكار بار ديگر آغاز گرديد ؛ غازان بعد از قبول اسلام دستور داد در سكه‌هاى جديد كلمهء شهادتين را نقش كنند و اميران مغول را بر آن داشت كه به جاى كلاه‌هاى تترى ، عمّامه به سر بگذارند . با سقوط خلافت عبّاسى و اسلام آوردن غازان ، نه تنها ايران از نعمت استقلال نسبى برخوردار شد ، بلكه اهل تشيّع بيش از پيش نيرو گرفتند و اهل علم با نوشتن كتب و رسالات فراوان به اثبات معتقدات خود از طريق ادلهء عقلى و كلامى همّت گماشتند . هوارت در تاريخ خود مىگويد : « وقتى كه غازان مسلمان شد ، ارتباط خود را با خان بزرگ مغول در اقصاى شرق منقطع ساخت ؛ از اين تاريخ تفوق راهبان بودايى و شمنى ( يعنى بت‌پرست ) بر علماى اسلام موقوف شد ، معبدها و بتخانه‌هاى ايشان به مدارس و مساجد تبديل يافت ، علوم اسلامى كه از جهاتى غنى و نيرومند و از جهاتى ديگر فقير و ناتوان بود ، دوباره مورد احترام و تشويق واقع گرديد . » « ويلهلم روبروك ، تصوير كم‌نظيرى ، از هم‌زيستى مسالمت‌آميز پيروان اديان مختلف در دربار بعضى از فرمان‌روايان مغول براى ما نقش مىكند . قاآن به كرّات در مجالس عبادت مسيحيان شركت مىكرد ؛ راهبان مسيحى يك هفته پيش از عيد