شود ، لشكر مغول در نتيجهء زلزلهيى سخت به زير زمين خواهند رفت ، و به حدّى در اين انديشهء باطل مصر بودند كه امر بر هلاكو نيز مشتبه شد و با خواجه نصير الدّين توسى مشورت كرد ، و وى با ذكر ادّلهيى چند بطلان اين نظر را نشان داد .
پس از قتل مستعصم صحّت منطق شيعيان بر همگان آشكار و از قدرت ديرين اهل تسنّن تا حدّى كاسته شد . پس از مرگ مستعصم خلافت عبّاسى به كلّى از بين نرفت ، يكى از اقرباى خليفه يعنى احمد بن الطّاهر ، عمّ مستعصم به ديار مصر رفت و به يارى بيبرس ، با لقب المستنصر به مسند خلافت نشست ؛ بعد از او بازماندگان خلافت عبّاسى در سرزمين مصر تا آغاز قرن نهم ، مرجع تقليد اهل سنّت بودند و ملوك ترك مصر از آنان حمايت و جانبدارى مىكردند .
گرايش مغولان به دين اسلام
در ايّامى كه غازان در خراسان حكومت و امارت داشت تحت تأثير تبليغات امير نوروز و ديگران در سال 694 ه . به دين اسلام درآمد . پس از آنكه غازان در ذى حجّه همان سال به ايلخانى رسيد ، در تشييد و تحكيم مبانى اسلام همّت گماشت ، تا جايى كه به قول خواجه رشيد الدين فضل اللّه ، قوم تاتار به پيروى از خان مغول « . . . از كافر و كافره ، از هفت ساله تا هفتاد ساله ، از سر رغبت و اختيار فوج فوج به تبعيّت پادشاه اسلام . . . به دين اسلام درآمدند . . . » به اين ترتيب دين اسلام كه پس از حملهء مغول بهصورت يكى از دينهاى مجاز درآمده بود ، از بركت اسلام آوردن غازان ، پس از حملهء مغول بهصورت دين رسمى درآمد . از اين دوره به بعد دينهاى بودايى ، مسيحى و يهودى ، كه از آغاز حكومت چنگيزى بهصورت اديان مجاز درآمده بودند و كمابيش از نعمت آزادى برخوردار بودند ، بار ديگر گرفتار تعصّب و خودبينى مسلمانان شدند ، تا جايى كه « به يرليغ جهانگشاى روز شنبه هشتم ذى الحجّه سنهء اربع و تسعين و ستّمأته ( 694 ) آغاز تخريب بتخانهها و هدم كنايس و كليساهاى نصارا و كنشت جهود . . . فرمود ، و معابد اصنام . . . از جملهء ديار آذربايجان منهدم و منقطع گردانيد . . . » « 1 » . پس از آن كه غازان و اطرافيان او به تبريز
هامش
( 1 ) . تاريخ مبارك غازانى ، ص 78 .